|
|
|
« April 2008 |
Main
| June 2008 »
May 23, 2008
این چند روزه + گزارش فعالان جنبش زنان در مصر. ایده ای برای ما؟
چند روز گذشته را فرصت نکردم در اینجا چیزی بنویسم. از امروز مشغول ترجمه ای در مورد جنبش زنان خاورمیانه خواهم شد. در پایین هم متن ترجمه ی گزارشی را از فعالان جنبش زنان مصر می آورم که حدود سه سال پیش در سایت زنان ایران (که امروز دیگر وجود ندارد) آمد. اما دیدم که موضوع آن همچنان برای ما تازه است. ضمنا لینک های گزارش را امتحان کردم که متاسفانه دیگر کار نمی کنند. دوستانی که مایل هستند می توانند با سایت مدیا هاوس http://www.mediahouse.org در قاهره تماس بگیرند. آنها حتما راهی را برای فرستادن این گزارش از طریق ایمیل فراهم خواهند کرد. مبارزه با خشونت علیه زنان در رسانههای مصر کشور مصر "هالیوود خاورمیانه" خوانده میشود. مردم سراسر منطقهی خاورمیانه هر شب به تماشای فیلمها، شوها و سریالهای تلویزیونی مصری مینشینند، بخصوص در ماه رمضان که ماه برگزاری جشنها و ضیافتها در کشورهای عربی است. آگاهی ِ جمعی ِ مردم عرب تا میزان زیادی بوسیلهی رسانهها شکل داده میشود. بعنوان نمونه در طول ماه رمضان 2001 تلویزیون مصر سریالی را پخش کرد که شخصیت محوری آن مردی به نام میتوالی بود. بدنبال این نمونهی آشکار خشونت علیه زنان در تلویزیون، مدیاهاوس به این نتیجه رسید که کنترلی دقیق برای بررسی تصویری که از زنان در تلویزیون مصر ارائه میشود، لازم است. برای شروع این پروژه هیچ زمانی بهتر از ماه رمضان که در آن سریالهای جدید برای کسب محبوبیت رقابت میکنند وجود نداشت. سریالهای تلویزیونی ماه رمضان 2002 بطور آشکاری زیر تاثیر بحثها و گفتگوهایی بودند که سال پیش از آن دربارهی سریال میتوالی به راه افتاده بود. جالب توجه این بود که سازندگان سریال میتوالی این بار با سریال جدیدی به میدان آمده بودند. با این تفاوت که در این سریال جدید، شخصیت محوری، سرسختانه روی موضوع تکهمسریاش پافشاری میکرد. او نمیخواست تا موقع مرگ همسر قانونیاش، با زن دیگری که در واقع به او عشق میورزید ازدواج کند! نتایج کلی این بررسی و کنترل رسانهها جالب توجه بودند. 26 سریال جدید در کانالهای تلویزیونی مصر پخش میشد که بیشتر آنها بطور همزمان در کانالهای ماهوارهای لبنان، بحرین، کویت، عربستان سعودی، سوریه، فلسطین، لیبی و الجزایر نمایش داده میشدند. موضوع یکی ازاین سریالها زندگی و کار قاسم امین، یکی از پیشاهنگان مدافع حقوق زنان در مصر بود. زمان ساخته شدن این سریال تصادفی نبود و به دورهی بلافاصله پس از سریال میتوالی باز میگشت. یک سریال دیگر به نام «عطّار و هفت دخترش» در واقع، به اصطلاح میخواست پوزشخواهی سازندگان «میتوالی» معرفی شود. شخصیتهای زن این سریال، کاراکترهای بسیار قوی، تقریبا تا حد بیرحمی و دیوصفتی، داشتند. این زنان ِ بسیار قدرتمند اجازهی ازدواج دوباره به شوهرانشان نمیدادند ولی دربارهی میزان کنترل و قدرت آنها در زندگی آنقدر مبالغه شده بود که باز هم حس طرفداری بیننده به سوی شوهر ِ به اصطلاح سرکوب شده جلب میشد. بطور کلی این کنترل و بررسی رسانهها، آشکارگر ِ تنشی بود که در ارائهی تصویر زنان در این سریالهای تلویزیونی میان "زنان قهرمان" و "زنان بدجنس و شرور" وجود داشت. کنترل و بررسی نمونههای خشونت علیه زنان در تلویزیون در این دورهی زمانی، سطح بالای خشونتِ ارائه شده را در کانالهای تلویزیون مصر تایید کرد. در مجموع، تعداد 77 مورد خشونت بدنی، 221 مورد خشونت روانی و 33 مورد آزار جنسی مشاهده شد. با این حال اگر این تعداد صحنهها جدا از زمینهای که در آن به وقوع پیوستهاند بررسی شوند، این اعداد چیز زیادی نمیگویند. و سرانجام اینکه، صرف نظر از نقش قهرمان، قربانی یا بدجنس و شرور، تصویری که از زنان ارائه میشود غیر واقعی است. اگر سریالهای مصری به تصویر کردن خشونت علیه زن توسط شوهرش برای تثبیت یک ازدواج، ادامه بدهند، اگر زنان بخاطر این که جلوی مردان میایستند بصورت شرور و بدجنس معرفی و تصویر شوند و اگر زن "ایدهآل" زنی تصویر شود که تمام اَشکال خشونت را میپذیرد، آنگاه هر ساله باید به چنین بررسی و کنترلهای رسانهای ادامه داد. این کنترل به خاطر هشدار به سازندگان سریالهاست تا بدانند که آثار این تصاویر غیر واقعی از زنان، تا مدت زمانی دراز در آگاهی جمعی مردم باقی خواهند ماند.
ضمیمهها و جدولها: نوشته شده توسط پویا در 05:20 PM May 17, 2008مرید پروری- سفرهای استانی و جمعیت انبوه و گونی های عریضه
فکر می کنم تا حالا یکی دو بار نوشته ام که به نظر من در این سفرهای استانی مقامات بالای حکومتی، هیچ چیز رقت انگیزتر از آن جمعیت مردم درمانده ای نیست که نامه و عریضه بدست ایستاده اند و صلوات می فرستند و هورا می کشند. فقط بعد از هر سفری است که در این یا آن گزارش روزنامه از گونی های نامه و درخواست مردم با خبر می شویم. مرید پروری در کشور ما موضوع تازه ی این چند ساله و چند دهه نیست. همیشه مردم به تجربه دریافته اند که باید خارج از قوانین و ضوابط بتوانند با حاکمان رابطه برقرار کنند. کلید حل مشکلات در دست شاه یا حاکم یا رهبر و نماینده ی این هاست. مرید پروری و ساختارهای پدرسالارانه با هم ارتباط تنگاتنگی دارند. برای بدست آوردن امتیاز و شرایط بهتر باید رابطه ای شخصی برقرار کرد. باید حاکم یا نماینده ی او را تحت تاثیر قرار داد، یا به او خدمت کرد. مریدپروری سنتی بیشتر در چارچوب همان روابط محلی میان حاکم و ارباب (که در خیلی موارد یکی بودند) و رعیت اش شکل می گرفت. در دوران جدید و با ساختارهای مدرن دولتی مثل نهادهای دولتی و مالی، حاکم در دستگاه دولتی جای گرفته و بنا به روابط اش با دستگاه حاکم و نه لزوما شایستگی های اش، از قدرت و ثروت برخوردار شده است. یک نوع سلسله مراتب مرید پروری. ارباب و حاکمی که خودش مرید شخص و نهاد بالاتر است. این عریضه نویسی حتی در زمانی هم که ادعا می شد کشورمان در مدرن ترین دوران خودش قرار دارد، وجود داشت. در آخرین سال های 1350 اسدالله علم وزیر دربار می نویسد که راهرو و اتاق های خانه اش از صبح زود محل تجمع مردمی بود که برای تقدیم نامه ای و درخواستی در آنجا جمع می شدند. تازه اینها کسانی بودند که توانسته بودند در سلسله مراتب قدرت، به خانه ی وزیر دربار شاه وارد شوند. هر کدام از اینها بدون شک خودشان صدها مرید زیر دست داشتند. در سیستم مرید پروری، حقوق شهروندی مطرح نیست. برخورداری از مواهب اجتماعی بستگی به بخشش و کرَم حاکمان دارد. تقریبا همه چیز در گرو این است که به حاکم و نهادهای زیر نظر او ثابت کنی که مرید و هوادار و در خدمت او هستی. برای همین است که سیستم های ایدئولوژیک به هر حال بطرف مرید پروری کشیده می شوند. در همه ی سیستم های ایدئولوژیک و تمامیت خواه، امتیازات اجتماعی اول از همه به گروه مریدان تعلق می گیرد. چرا که همین مریدان هستند که پایه های قدرت حاکمان را محکم می کنند و در روزهای سخت و بحرانی به خدمت و کمک حاکمان می آیند. یا لااقل حاکمان و مرید پروران به امید آن هستند. وقتی که فرهنگ سرسپردگی و خدمتگذاری جای فرهنگ شهروندی و وظایف و حقوق آن را بگیرد معلوم است که از اخلاق و حس همبستگی اجتماعی چیز زیادی باقی نمی ماند. در سیستم مرید پرور هر کس باید گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. هر کس باید به نوعی در جایگاه خدمت به حاکم قرار بگیرد و هر چه واضح تر و بهتر این را برجسته کند. باید هر چه بیشتر حقیر شد و کمر به خدمت بست، چرا که راه رسیدن به امکانات اجتماعی (هر چقدر هم ابتدایی باشند) از این راه کوتاه تر و مطمئن تر می شود. نوشته شده توسط پویا در 03:20 PM May 12, 2008به چالش کشیدن رسانه های رسمی در موضوع زنان - یک پیشنهاد عملی
"دوباره زن گرفته ام، خلاف شرع که نکرده ام". این جمله ای است که بیشتر و بیشتر در سریال های تلویزیونی و فیلم های سینمایی تکرار می شود. چندهمسری بعنوان کاری قانونی و شرعی هر دو، معرفی می شود. کاری که مثل "هر" موضوع شخصی و خانوادگی دیگر "مسائل" شیرین و تلخ خودش را دارد. ببنید دوستان مثل "هر" موضوع شخصی و خانوادگی دیگر. یعنی به بیننده اینطور تلقین می شود که گویا چندهمسری (یا مثلا خانه بعنوان قلمرو اصلی زن) موضوعی طبیعی و رسمی و شناخته شده است. من قبلا در یادداشتم در مورد سطح پایین خواندن در کشورمان، نوشتم که در جامعه ی ما فرهنگ شفاهی دست بالا را دارد. برای همین رسانه های سراسری مثل تلویزیون یا سینما اثر خیلی بیشتری برای جهت دادن به افکار و ایده های جامعه دارند. بخصوص که آن ایده و فکر از قبل ریشه دار هم بوده باشد، مثلا همین چندهمسری. می دانیم که حتی در آخرین قانون حمایت خانواده پیش از انقلاب هم، چندهمسری را نتوانسته بودند به کلی از متن قانون حذف کنند، هر چند که موانع دست و پاگیری گذاشته بودند که هر مردی نتواند به راحتی همسر دوم اختیار کند. چه برسد به صیغه های کوتاه و درازمدت که امروز ترویج هم می شود! منظورم از طرح این مسئله این است که به نظر من فعالان جنبش زنان می توانند با یک بررسی کلی و دقیق از سریال ها و فیلم های پر طرفدار در یک محدوده ی زمانی مشخص، گزارشی تهیه کنند که موضوع هایی مثل چندهمسری یا جدایی نقش زن و مرد در خانواده و اجتماع چطور از دید رسانه های سراسری ترویج می شود. و اثرات آن روی ذهن ببیننده های وسیع این رسانه ها چیست. چنین بررسی هایی در کشورهای دیگر خیلی پیش از ما شروع شده است. یادم هست 3 سال پیش گزارشی را از فعالان زن در مصر برای سایت زنان ایران ترجمه کردم. در این گزارش فعالان زن در یک موسسه ی ارتباط جمعی، به بررسی چند سریال تلویزیونی خیلی معروف و پر طرفدار در کشورهای عربی پرداخته بودند. ماه رمضان در کشورهای عربی ماه جشن ها و دور هم جمع شدن مردم است. کانال های تلویزیونی تلاش می کنند که سرگرم کننده ترین و پرطرفدارترین سریال های تلویزیونی شان را در این ماه و در ساعات پس از افطار پخش کنند که معمولا همه ی افراد خانواده در کنار هم و یا در میهمانی ها جمع می شوند. موضوع کار این فعالان بررسی خشونت خانوادگی علیه زنان در این سریال ها بود و اینکه زنان در بیشتر این سریال ها بعنوان موجوداتی منفعل و تحت تاثیر و کنترل مردان خانواده معرفی می شدند. یادم هست که فقط در یک مورد، زن بعنوان عامل فعال و قدرتمند معرفی شده بود ولی آنهم به عنوان انسانی منفی و حیله گر و بی رحم که باز هم این مرد زیر سلطه ی او بود که طرفداری بیننده را بخودش جلب می کرد. به نظر من این بررسی های اجتماعی در کشوری مثل ما، هم موضوعیت و هم ضرورت دارد. خوشبختانه انجام آن از نظر عملی هزینه ی چندانی ندارد و می تواند بعنوان یک پروژه ی جمعی میان چند فعال جنبش زنان تقسیم شود. ما در میان فعالان جنبش زنان هم ژورنالیست داریم و هم جامعه شناس. هم در حد دانشجو و هم بالاتر. وقتی چنین گزارشی فراهم شود، خواندن اش برای مردم هم جالب خواهد بود چون درباره ی سریال ها و فیلم هایی صحبت می کند که همه از قبل با آن رابطه بر قرار کرده اند. ما امروزه درست است که به رسانه های پر قدرت و سراسری مثل روزنامه های پرتیراژ و رادیو و تلویزیون دسترسی نداریم، اما از طریق وبلاگ ها و سایت های مختلف و نشریه های دانشجویی هم می شود برای پخش آمار و نتایج این نوع گزارش ها استفاده کرد. گفتم که چنین تجربه هایی از قبل در جوامعی که با جامعه ی ما قابل مقایسه هستند (مثل مصر) وجود دارد و برای شروع کار می توان از روش کار آنها استفاده کرد. یک استفاده ی بزرگ چنین گزارش هایی این است که خواه ناخواه دید یک طرفه ی رسانه های رسمی را در ترویج موضوع های مختلف مورد چون و چرا قرار می دهد. کسی که چنین گزارشی را بخواند یا درباره ی آن بحث کند – حتی اگر مخالف با نتایج آن باشد - ذهن اش بطور خودکار حساس می شود و با دید کنجکاو تر و انتقادی تر به تماشا می نشیند. بطور غریزی، آن روی دیگر سکه یا همان "نیمه ی پنهان" و ناگفته ی ماجرا ذهن او را مشغول خواهد کرد و حداقل دید یک طرفانه ی رسانه ی رسمی را "طبیعی" تلقی نخواهد کرد. هدف هم همین است. نوشته شده توسط پویا در 01:57 PM May 07, 2008کودکان خیابانی و "دولت خدمتگزار" - اینبار نوبت بچه هاست؟
![]() بعد از طرح مبارزه با بدحجابی و کتک خوردن دختران و زنان با مشت و لگد پلیس در شهر، و طرح امنیت اجتماعی و خشونت و تحقیر متهمان و مجرمان اجتماعی در خیابان، حالا آقایان یک طرح جدید جمع آوری کودکان خیابانی به راه انداخته اند. در جامعه ای که حکومت از طریق مجلس و نهادهای مدنی و بخصوص رسانه های آزاد باید به مردم جوابگو باشد، این طرح های ریز و درشت که با زندگی افراد آن جامعه سر و کار دارد باید پس از مدتها مطالعه و برنامه ریزی انجام شوند. تازه پس از اجرای طرح، کار سخت جوابگویی حکومت شروع می شود که چه روشی داشتید و چه نتیجه ای داده است؟ کجا اشتباه کردید؟ کجا خوب بود؟ اثر این طرح چه بود؟ برنامه ی آینده چیست؟ اما در جامعه ای مثل ما که حکومت با تمام نهادهای اش مثل پدری قدرتمند و تصمیم گیرنده در راس امور نشسته، دیگر احتیاجی به توجیه و جوابگویی هم ندارد و این طرح های ریز و درشت به صلاحدید آقایان و باسلیقه ی خودشان اجرا می شود. بدون اینکه کسی بتواند چون و چرا کند که مثلا چند ماه مجرمان را در میدان های شهر در مقابل چشم کوچک و بزرگ به دار کشیدید، مردم را در خیابان کتک زدید و هزار هزار به کلانتری و منکرات کشاندید. یا ماه ها آن صحنه های خشونت و تحقیر متهمان و مجرمان اجتماعی را با ماسک پلیس و شلاق و آفتابه در خیابان ها اجرا کردید. نتیجه چه بوده است؟ امروز که نوبت به بچه های خیابانی، یعنی در واقع ضعیف ترین قشر اجتماعی ما رسیده است، من وشاید بسیاری از شما دوستان نگران هستیم. نگران اینکه آیا طرح و برنامه ی واقعی پشت این ماجرا وجود دارد؟ این بچه ها را از خیابان به کجا می برند؟ آیا سرپناهی فراهم کرده اند؟ امکاناتی هست؟ اگر همه ی اینها فکر شده چرا اعلام نمی شود؟ سالهاست که داوطلبان با کمک های مالی مردم، خانه های کمک به کودکان خیابانی را به راه انداخته اند. بچه های زیادی را حداقل به صورت نیمه وقت زیر پوشش دارند. هیچکس هم آن بچه ها را به زور از خیابان جمع آوری نکرده. اکثر آن بچه ها با روی باز و داوطلبانه خودشان می روند. دولت می تواند با کمک واقعی به این موسسه ها، کار نگهداری از کودکان خیابانی را سر و سامان بیشتری بدهد. آنها بر خلاف دستگاه های حکومتی، دلسوز و با فکر و برنامه هستند و مهم تر از همه تجربه ی این کار را دارند. در میان این کودکان خیابانی بچه هایی هستند که از فقر خانواده هایشان به خیابان کشیده شده اند. اما فراموش نکنیم تعداد زیادی از این بچه ها، حاصل ازدواج های موقت و صیغه هستند که بدون شناسنامه و هویت در خیابان رها شده اند. تعداد زیادی هم بخاطر مشکلات اقامت پدر و مادرشان، از هویت اجتماعی محروم شده اند و برای لقمه ای نان سر از خیابان در آورده اند. بگذار رو راست باشیم. من فکر می کنم در فکر آقایان، این بچه ها چهره ی شهر را خراب کرده اند. با وجود این بچه های آدامس فروش و واکسی و شیشه شور، گرسنه و با لیاس ژنده و کثیف، مگر می شود به راحتی ادعای "دولت خدمتگزار" را داشت؟ مردم چه می گویند؟ نوشته شده توسط پویا در 07:58 PM May 05, 2008کمک ما برای نجات زنی در آستانه ی اعدام
![]() دوستان مقیم ایران خبر می دهند که جان اکرم مهدوی زن محکوم به اعدام در خطر است، اگر دیه ای که برای مقتول تعیین شده پرداخت نشود. نه با مجازات اعدام موافقیم و نه با این شیوه ی تعیین دیه و خونبها که گویی در دوره ی قبیله ای زندگی می کنیم. کمک های مالی ما به حساب وکیل اکرم مهدی، زن در آستانه ی اعدام واریز خواهد شد. مطمئن باشیم که وکیل یعنی خانم مینا جعفری یک شخصیت حقیقی و حقوقی هر دو است و کمک های ما در جای درستی واریز خواهد شد. اگر روی لوگوی بالا کلیک کنید به وبلاگی که برای اکرم مهدوی، زن در آستانه ی اعدام هدایت می شوید. در آنجا اطلاعات بیشتر و تازه تر برای خواندن هست. این هم مطلب آسیه امینی روزنامه نگار وفعال حقوق بشر در ایران که از نزدیک در جریان پرونده است. نوشته شده توسط پویا در 09:01 PM May 03, 2008رپ - موسیقی و فرهنگ عصیان از 2PAC تا "هیچکس"
گویا این حرف از هگل است که می گوید: "هر اثر هنری گفتگوئی ست مابین هنرمند و آن کس که آن سو تر ایستاده است". بهانه ی این نوشته، یادداشت خورشید خانم در وبلاگ اش و اشاره ی مهشید در زنانه ها است که مرا دوباره به این فکر انداخت و تصمیم گرفتم درباره ی آن بنویسم. امروز بخش بزرگی ار نسل جوان ما هم اسیر تبعیض و مشکلات حاد اجتماعی است. از یک طرف دیگر هم دنیای امروز، دنیای آگاهی و چشم باز کردن روی حق انسانی آدمهاست. حق انسانی که با یک خشونت عریان در هر جایی، به یک روشی سرکوب می شود. حالا که صحبت موسیقی رپ شد، یک نمونه از کارهای 2PAC یا Tupac Amaru Shakur را در اینجا می گذارم (با نامChanges یا تغییر و تحول) و با قسمتی از شعر آن. همه ی شعر را می توانید در اینجا بخوانید. Changes"
Come on come on نوشته شده توسط پویا در 05:54 PM May 01, 2008سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
دوستان! سایت مدرسه فمینیستی را از دست ندهید. فضای خوبی است برای طرح مسائل بیشتر پایه ای و تئوریک جنبش زنان. خبرهای مربوط به فعالیت های روزانه ی جنبش زنان را در سایت های دیگری مثل تغییر برای برابری دنبال می کنیم اما به نظر من جنبش زنان به فضا و سایتی نیاز داشت که آنجا درباره ی مسائل پایه ای تر و عمومی تر بخوانیم. سایت فمینیستی چنین جایی است. بخصوص بخاطر اینکه مقالات و مصاحبه ها طوری هستند که مطالب در آنها بخوبی شکافته می شوند و به راحتی و کوتاهی از آنها نمی گذرند. اگر چیزی برای نوشتن دارید بخصوص دوستانی که توان ترجمه یا نوشتن مطلب تخصصی دارند، باید به پربار شدن چنین سایت هایی کمک کنیم. جنبش کارگری ما بعنوان یک جنبش مدنی صنفی زیر فشارهای زیادی قرار دارد. در کشور ما حق داشتن اتحادیه ها که بخش مهمی از جامعه ی مدنی هستند، فقط در صورتی امکان دارد که زیر نظر آقایان و عوامل شان باشند وگرنه سرکوب است و زندان و تهمت. نمونه اش اتحادیه ی کارگران شرکت واحد است که فقط به خاطر مستقل بودن از حکومت (از محافظه کار تا "اصلاح" طلبان اش) زیر ضرب است. همین وضعیت در مورد کمپین 1 میلیون امضاء زنان هم بخاطر مستقل بودن اش وجود دارد. به نظر من این برداشت عمومی تر و کلی تر به روزی مثل روز اول ماه مه، فقط به قوی تر شدن و واقعی تر شدن مبارزه ی آزادی خواهانه و برابری طلبانه ی مردم کمک می کند. اگر رسالتی برای رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی وجود دارد، این رسالت بر دوش همه ی انسان هایی است که کار می کنند اما در جامعه ای که اساس آن بر تبعیض است راه به جایی نمی برند. نوشته شده توسط پویا در 05:06 PM |
![]()
![]() صبحانه
|