|
|
|
« April 2009 |
Main
| June 2009 »
May 31, 2009
دو نکته
نکته اول : رکسانا صابری خبرنگار آمریکایی، که دولت آمریکا در پس پرده توانست آقایان را مجبور به آزادی اش کند، پایش که به بیرون رسید گفت که در زندان و زیر فشارها با خواندن سرود ملی آمریکا روحیه اش را بالا نگاه می داشته است. نکته دوم : تروریسم در هر شکل و به هر بهانه ای عملی غیر انسانی است. در این که بحثی نیست. اما هر متهمی این حق را باید داشته باشد که در وقت کافی و با دادگاه و وکیل از خودش دفاع کند. نه اینکه سه نفر را دو روز بعد از یک عمل تروریستی، بدون دادگاه و وکیل در میدان شهر به دار بکشند. خشونت در هر شکل اش غیر قابل قبول است. نوشته شده توسط پویا در 07:10 PM May 30, 2009فعال مدنی و روشنفکر در برابر انتخابات - یک جمعبندی شخصی
در زمانی که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود من چند پست وبلاگ را دراینباره نوشته ام، با اینکه دوستان می دانند که نوشته های من معمولا مستقیما به اخبار روز مربوط نمی شود. ولی هیچوقت هم بی ارتباط با روزگار و زمانه ی ما نیست. در این مدت من در جمع «همگرائی جنبش زنان» بوده ام و طبیعتا مسائل انتخابات را دنبال می کرده ام. در نوشته ی امشب می خواهم یک نوع جمعبندی یا خلاصه یا نتیجه یا هر چه که اسم بگذاریم بنویسم. چون با اینکه فضای انتخاباتی، هم تحریم و هم شرکت، در اینترنت شدت می گیرد حس می کنم که حرف ها و نظرهای خودم را گفته ام و چیز جدیدی ندارم که اضافه کنم. راستش با این ملغمه ی عجیب وعده ها و شعارهای آقایان و آن فضای رنگ سبز حسینیه گونه، که به نظر من بدون جهت انتخاب نشده و پیام خودش را دارد، فضا بیشتر افسردگی آور و غم انگیز است. غم انگیز است وقتی می بینم دختران و پسران جوان، آنها که در زمان خاتمی 14-13 ساله بوده اند، امروز نوبت آنهاست که باز با امیدی در دل، با بازوبند و روسری کوتاه سبز رنگ دچار شور انتخاباتی شوند. وقتی چهره های شاد و پر امید اینها را می بینم افسرده می شوم. چرا که به نظر خودم می دانم که عاقبت این چشم های درخشان و شاد چه خواهد بود. از خودم می پرسم که نسل جوانی که در دوم خرداد 12 سال پیش با همین شور و رقص و شادی آمده بود امروز کجاست؟ چند نفرشان در این میتینگ های پر از سرود و شادی شرکت می کنند؟ من فکر می کنم در شرایط کشورمان و اینکه آقایان توانسته اند میدان بازی محدودی را برای مردم تعیین کنند، رای دادن یا ندادن یک تصمیم شخصی است، یا لااقل امروز اینطور فکر می کنم. نمی توانم ادعا کنم که این بهترین نوع موضع گیری است. عده ای فکر می کنند با روی کار آمدن مدعیان اصلاح طلبی،همان اصلاح طلبان دولتی، فضای کمی بازتر لااقل از نظر شخصی برای شان فراهم می شود. عده ای دیگر اصلا نمی خواهند در بازی سیاسی که آقایان حاکمان همه چیزش را تعیین کرده اند شرکت کنند. این ها زیاد مسئله ی من نیست. مسئله ی من این است که گرایش زیاد ومهمی در سطح جامعه ی ما به اصلاحات واقعی وجود دارد. خواسته های گروه های مختلف با گرایش قوی سکولار مطرح می شود. این گرایش سکولار مطالبات مردم آنقدر قوی است که حتی کاندیداهای انتخاباتی هم برای جمع کردن رای مردم مجبورند از گفتمان سکولار استفاده کنند. نوشته شده توسط پویا در 06:32 PM May 23, 2009پشتوانه ی وعده های کاندیداها برای مطالبات زنان چیست؟
دوستان! امروز در ایمیل گروهی که برای «همگرائی بخشی از جنبش زنان» تشکیل شده است، یادداشتی نوشتم در نگاهی کوتاه به بیانیه ی انتخاباتی محسن رضایی، کاندیدای محافظه کار، درباره ی مطالبات زنان. گفتم با یک ویرایش کوچک در وبلاگم بگذارم که نظرم را با همه ی دوستانم تقسیم کرده باشم. یک مشکل دیگر اینجاست که کاندیداها اغلب برنامه ی مدونی هم ندارند. اینها که می نویسند و اعلام می کنند یک سری شعارهای مردم پسند است. چون دریک برنامه ی مدون، کاندیدا به این سادگی نمی تواند ادعاهایی بکند و وعده هایی بدهد. اولا باید راهکارهای قانونی شعارهایش را نشان بدهد. اگر راهکار قانونی فعلا وجود ندارد، راهکار تغییر قانون چیست؟ دوم و مهم اینکه اجرای هر شعاری باید از جایی در بودجه ی کشور هزینه شود و ساختارهایی برای اجرای آن شعار وجود داشته باشد. اگر همه ی این ها در پس هر وعده و شعار انتخاباتی باشد می توان گفت که آن وعده مدون است. آنوقت تازه می شود درباره ی آن بحث جدی کرد. در کشورهای با انتخابات آزاد وظیفه ی این بحث های جدی بعهده ی رسانه های آزاد و جامعه ی مدنی است. این روزها آقایان کاندیدا ها وعده هایی می دهند که هم با قانون اساسی و قوانین کشور برخورد می کند و هم خیلی رو راست با باورها و تفسیرهای خودشان از دین و مذهبشان. البته بدون هیچ پیش زمینه و نقد دیدگاه های شان، اگر در حرفهای امروزشان صادق اند. منتها به نظر می رسد که فعلا آنچه مهم است جلب آرای مردم است و کسی به فردای پس از انتخابات نمی اندیشد. برای همین، نقد یک سری وعده های زیبا کار ساده ای نیست. این آقایان روی دست هم می خواهند بلند شوند و وعده های شان بویژه در مورد مطالبات زنان بیشتر مثل حراج کالا و بالا بردن قیمت است تا پیشنهادهای شدنی و عملی. به نظر من این ها که در بالا آمد در همه ی دوره ها و درباره ی همه ی کاندیداها، از هر جناحی، صدق می کند. به جملات اول بیانیه دقت کرده اید؟ بیانیه با نگاهی مرد-محور آغاز می شود: آیا زنان، دانشمند و قهرمان و سیاستمدار نمی توانند باشد یا نبوده اند؟ آیا زنان فقط مادران و همسران وفادار دانشمندان و قهرمانان و سیاستمداران بزرگ هستند؟ بیانیه ی آقای رضایی البته با زیرکی نه چندان زیادی برای جلب آرای زنان از قشرهای مختلف جامعه تنظیم شده است. اگر دقت کنیم روح بیانیه بر پایه ی همان نقش سنتی و تفکر سنتی دینی قرار دارد که جای طبیعی و وظیفه ی اصلی و اساسی زن را در خانه و در نگهداری شوهر و بچه ها تعریف می کند. شعار اصلی بیانیه هم بر همان تقویت خانه نشینی زنان بنا شده: یعنی پرداخت حقوق در ازای کار در خانه. در مورد مدون بودن این شعار "حقوق برای زنان خانه دار"، حتی معلوم نشده است که هزینه ی حقوق زنان خانه دار، با وجود تعداد زیاد آنها در کشورمان، از کجا می خواهد تامین شود. از طرف دیگر واقعیت اجتماع این است که تعداد زیادی از زنان در خارج از خانه مشغول کار هستند. بسیاری دیگر از دختران و زنان جوان در مدارس و دانشگاه ها درس می خوانند تا پس از چند سال وارد بازار کار شوند. برای حقوق برابر آنها، برای مسائل صنفی و رفاهی شان مثل دستمزد برابر، افزایش مهد کودک ها و مرخصی های ضروری هیچ چیز گفته نمی شود. بیانیه از حقوق برابر در اجتماع می گوید. اینجا باید روشن تر از این حرف زد. چون آیا حقوق برابر شامل ارث، حضانت و خیلی مسائل دیگر هم می شود؟ جمع «همگرائی زنان» که از بخش بزرگی از جنبش زنان تشکیل شده، به روشنی و بطور مشخص، ضرورت تغییر مواد مشخصی را در قانون اساسی پیشنهاد کرده است. کاندیداها و از جمله آقای رضایی هم باید به روشنی از راهکارها برای اجرای شعارهای شان بگویند. وگرنه امروز می توان به راحتی هر وعده و شعاری را مطرح کرد و فردا به فراموشی سپرد. و این چیزی است که ما مردم تجربه ی طولانی تاریخی از آن داریم. یک جنبه ی تلاش جنبش های مطالبات-محور و از جمله جمع «همگرائی زنان» همین است که پشتوانه و راهکارهای اجرائی شعارها و وعده های آقایان برای مردم آشکار شود. آقایان مجبور شوند در مقابل مطالبات مشخص مردم و راهکارهای پیشنهادی جنبش های مدنی، برای نمونه پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض از زنان و تغییر مواد مشخص قانون اساسی در مورد زنان، موضع روشن بگیرند. نوشته شده توسط پویا در 10:03 PM May 20, 2009آقای سروش! صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی
به نظر من گفته های محمود دولت آبادی هر چه بود باعث شد که نقاب عارف منشی و درویش مسلکی از چهره ی آقای سروش بیافتد و ایشان آنچنان عنان از کف بدهد که از همان ابتدا در تحقیر و کوچک کردن دیگران به تناقض گویی دچار شود. در شعرش اول از "سست نثر" بودن محمود دولت آبادی بگوید و دو جمله پایین تر بنویسد که "به جستجو برآمدم که قصه چيست و محمود دولتآباد کيست". یعنی من اصلا این آدم گمنام یعنی محمود دولت آبادی را نمی شناسم ولی قبلش گفته ام که می دانم نثرش سست است. دوم اینکه این آقایان مدعی اصلاحات و احترام به دگراندیشان امروز، در آن ستاد انقلاب فرهنگی ماجراها داشته اند و کارها کرده اند که امروز هم از اعتراف به آن کارها فرار می کنند و هم از همدیگر. و سوم اینکه آقای سروش، بقول سعدی: همین یک نوشته ی شما نشان داد که میان صوفی و صافی فاصله چقدر زیاد است و بدست آوردن جام دانش و صداقت و وجدان انسانی چقدر دشوار. و آخر هم اینکه کاش محمود دولت آبادی این حرفها را در جای دیگری بجز "نشست شاعران و اديبان حاميان ميرحسين موسوی" می گفت. و البته شاید آنوقت آقای سروش اینقدر از بی وفایی رفیق و همکار قدیم یعنی آقای موسوی بر نمی آشفت و نقاب از چهره بر نمی کند و داستان را بر سر هر کوچه و بازاری نمی گفت. نوشته شده توسط پویا در 06:20 AM May 15, 2009اصلاح طلبی موسوی - ناچاری باز هم در آستانه ی "دقیقه ی نود"؟
فکر می کنم بیشتر اصلاح طلبان دولتی به دور میرحسین موسوی حلقه زده اند. کروبی با شعارهای عوام پسندانه (پوپولیستی) اش گویا بیشتر به دنبال کامل کردن کلکسیون مقام هایی باشد که از سی سال پیش نصیب اش شده است. اینکه امروز موسوی را اصلاح طلب اسم می گذارند نه بخاطر گفته ها و کرده های اوست. به نظر من، که بارها هم تکرار کرده ام، بخاطر این است که آنها که در این سال ها تریبون و روزنامه و نشریه (با همه ی محدودیت ها) در اختیارشان بوده، نتوانسته اند یا نخواسته اند تعریفی برای "اصلاح طلبی" ارائه کنند. معیارهایی تعیین کنند که مردم بتوانند درک درستی از "اصلاح" داشته باشند. آنقدر تعریف اصلاح طلبی تار و مه آلود بود که حجت الاسلام محتشمی می شد رئیس جبهه ی اصلاح طلبان در مجلس شورا! در آن زمان خیلی ها این اتفاقات را به تاکتیک هایی که باید اصلاح طلبان انتخاب می کردند مربوط می کردند. اما زمان نشان داد که اتفاقا این ها فقط تاکتیک نیستند بلکه ریشه ی اندیشه ای و شناختی دارند. من فکر می کنم اصلاح طلبان دولتی و هواداران شان در جنبش دانشجویی و جنبش زنان، با معرفی موسوی بعنوان کاندیدای اصلاح طلب به یک بن بست اندیشه ای و هم تاکتیکی رسیده اند. چرا که موسوی با اعلام مواضع و اندیشه های خودش در سخنرانی ها و محافل از پایه ای ترین مواضع اصلاح طلبانه هم خالی است. اگر یک روزی اصلاح طلبان دولتی برای کسب وجهه ناچار بودند با شعار "ایران برای همه ی ایرانیان" به میدان بیایند، امروز آقای موسوی حتی «نهضت آزادی» به قول خودش شیعه و مومن و نمازخوان را هم بر نمی تابد. پس موضع آقای موسوی درباره ی گروه بزرگ ایرانی ها با مذهب و دین و باورهای دیگر چه می تواند باشد؟ و باز اگر روزی اصلاح طلبان دولتی، باز هم برای کسب وجهه، ناچار بودند از ضرورت تغییرات هر چند سطحی در قانون اساسی دفاع کنند، امروز آقای موسوی که دوست دارد خودش را اصلاح طلب معرفی کند لزومی نمی بیند که حرفی از محدودیت ها و بن بست های قانونی در کشور ما حرفی بزند. به نظر من نمی شود گفت آقای موسوی این حرف ها را نمی زند چون در حیطه ی اختیارات رئیس جمهوری نیست. طبق قانون اساسی اصولا اختیاراتی بدون تایید رهبری برای رئیس جمهوری وجود ندارد. از گزینش رئیس جمهوری برای انتخابات تا تایید رای او و اختیارات اش در دوره ی چهار ساله، همه در گرو رهبری است. درباره ی آنچه من در بالا نوشتم می شود گفت که "حالا چه؟ اگر به موسوی یا کروبی رای ندهیم، مجبوریم به احمدی نژاد یا کسی مثل محسن رضایی تن بدهیم". اما از موسوی ها و کروبی ها و احمدی نژادها و رضایی ها که بگذریم، به نظر من بن بست اندیشه ای و هم تاکتیکی در اصلاح طلبان دولتی و هواداران شان مُهر آخر را خورده است. پیش از این هم نوشته ام که به باور من تلاش هایی مثل «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» قدم اساسی و خوبی برای غلبه بر این اندیشه ها و سیاست های «دقیقه ی نودی» است. مردم مطالبات شان را مطرح می کنند و آنوقت میزان اصلاح طلبی کاندیداها را محک می زنند. به این ترتیب این مطالبات مردم است که محور قرار می گیرد. آنوقت می شود درباره ی محدودیت های قانونی و ساختاری و روش های اصلاح و تحول بحث کرد. آنوقت دیگر اصلاح طلبی به وسیله ای برای رای جمع کردن و کسب وجهه تبدیل نمی شود چون ادعای اصلاح طلب بودن، بر خلاف امروز، مسئولیت به همراه می آورد. * - به نظر من نوشین در این نوشته اش بخوبی مسئله ی طرح مطالبات را بعنوان محور فعالیت اجتماعی در دوره ی انتخابات مطرح کرده است. نوشته شده توسط پویا در 09:32 AM May 01, 2009نقاشی های دلارا دارابی - اینبار بدون نقاش در صحنه
دوستان! خبر اعدام دلارا دارابی را حتما خوانده اید. زمستان دو سال پیش همراه با آسیه امینی تصمیم گرفتیم یک فلش از نقاشی های خود دلارا که در زندان کشیده بود تهیه کنیم. نقاشی ها تقریبا یک ماه پیش از آن در گالری گلستان در تهران به نمایش گذاشته شده بودند. به امید روزی که دیگر مجازات اعدام در کشورمان نداشته باشیم. نه آدمی را در سحرگاهی به گلوله ببندند و نه انسانی را در میدان شهر به دار بکشند. با هم نقاشی های دلارا دارابی را تماشا کنیم. نوشته شده توسط پویا در 06:21 PM |
![]()
![]() صبحانه
|