<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
  <title>وبلاگ پویا</title>
  <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/" />
  <modified>2009-07-16T15:42:49Z</modified>
  <tagline></tagline>
  <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1</id>
  <generator url="http://www.movabletype.org/" version="2.661">Movable Type</generator>
  <copyright>Copyright (c) 2009, 2pouyaiee</copyright>
  <entry>
    <title>حفظ هویت مستقل جنبش زنان، همراه با دیگران درجنبش مدنی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/001001.html" />
    <modified>2009-07-16T15:42:49Z</modified>
    <issued>2009-07-16T16:42:49+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.1001</id>
    <created>2009-07-16T15:42:49Z</created>
    <summary type="text/plain">دوستان جنبش زنان در سایت «تغییر برای برابری» دو سوال را از فعالان و علاقمندان به جنبش مطرح کرده بودند که من هم نظرات خودم را برایشان فرستادم. زحمت کشیده اند و نظر من را منتشر کرده اند که آن را در اینجا می آورم. ---------- تغییر برای برابری - فعالان کمپين يک ميليون امضا با گرايشات و تنوعات فکری توانسته اند در سه سال گذشته حول خواست لغو تمامی قوانين تبعيض آميز جنسيتی، مبارزه مدنی حول حقوق برابر شکل داده و به پيش ببرند و امروز هريک بر پايه اعتقاد خود در عرصه های متفاوت مبارزه جاری برای آزادی...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>دوستان جنبش زنان در سایت «تغییر برای برابری» دو سوال را از فعالان و علاقمندان به جنبش مطرح کرده بودند که من هم نظرات خودم را برایشان فرستادم. زحمت کشیده اند و <a href="http://www.sign4change.info/spip.php?article4329">نظر من را منتشر کرده اند </a>که آن را در اینجا می آورم.<br />
----------<br />
تغییر برای برابری - فعالان کمپين يک ميليون امضا با گرايشات و تنوعات فکری توانسته اند در سه سال گذشته حول خواست لغو تمامی قوانين تبعيض آميز جنسيتی، مبارزه مدنی حول حقوق برابر شکل داده و به پيش ببرند و امروز هريک بر پايه اعتقاد خود در عرصه های متفاوت مبارزه جاری برای آزادی و حقوق دمکراتيک شهروندی حاضرند . اين نکته که زنان در عرصه اين مبارزه حضوری چشمگير دارند بر کسی پوشيده نيست. تصوير ندا که در حافظه تاريخی مردم ايران و جهان ثبت شده نشان از اهميت نقش زنان در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی دارد . اين شرايط اما پرسش های عاجل زير را برابر ما قرار می دهد :</p>

<p> چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد ؟</p>

<p>تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد ؟<br />
***<br />
حفظ هویت مستقل جنبش زنان، همراه با دیگران درجنبش مدنی <br />
1 - چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد ؟</p>

<p>پیش از انتخابات ریاست جمهوری تعداد زیادی از فعالان جنبش زنان در یک همگرائی گسترده برای مطرح کردن مطالبات جنبش شرکت کردند. بعضی از اعضای همگرائی فعالانی بودند که تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته بودند و تعدادی دیگر به هر دلیلی نمی خواستند رای خودشان را در صندوق ها بریزند. نقطه ی مشترک هر دو گروه استفاده از فضای انتخاباتی برای مطرح کردن خواسته های جنبش زنان، بصورت مشخص و مدون بود.</p>

<p>رویدادهای پس از رای گیری و اعلام نتایج مخدوش و افشای تقلب های گسترده و سازمان یافته ی حکومتی، شرایطی را پیش آورده که به اعتراض های گسترده ی اجتماعی انجامیده است. همانطور که همه شاهد بوده ایم شرکت کنندگان در این اعتراضات و جنبش های اجتماعی در گسترده ترین طیف پا به میدان گذاشته اند. بنا بر انگیزه ای که موجب به راه افتادن این جنبش اجتماعی شد، یعنی پایمال شدن آشکار و خشن حق شهروندی و تقلب در انتخابات، طبیعتا وزنه ی شعارها هم فعلا حول این انگیزه ها متمرکز شده است. با سرکوب خشن و کشتار خیابانی و دستگیری های گسترده، حالا محور شعارها و خواسته های این جنبش عبارت است از ابطال انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی اجتماعات. فراموش نکنیم که این شعارها به نوعی و در اساس از خواست های مبرم جنبش زنان هم هستند: یک انتخابات آزاد می تواند به مطرح شدن جدی مطالبات زنان کمک کند، بسیاری از دستگیرشدگان فعلی از فعالان و یا حامیان جنبش زنان در سالهای اخیر بوده اند و هم اینکه آزادی اجتماعات خواسته ای بوده که جنبش زنان در این سالها همواره برای آن مبارزه کرده و هزینه های سنگین داده است. می بینیم که در این شعارها، جنبش زنان با سایر جنبش های مدنی اجتماعی نقاط مشترک آشکاری دارد.</p>

<p>اما بدون شک شعارها در این محدوده ی کلی باقی نخواهند ماند. به نظر می رسد که با وجود سرکوب خشن حکومتی، جنبش مدنی گسترده ای در حال شکل گیری است. با اینکه نهادهای مدنی و از جمله نهادهای مدنی جنبش زنان، دانشجویان، کارگران، پرستاران و معلمان و دیگر اقشار اجتماعی بدلیل حساسیت ها و محدودیت های حکومتی امکان قوی شدن نداشته اند، باز هم در عمل همین نهادها خواهند بود که، اگر ایده آل فکر کنیم در کنار همدیگر، نقش مهم حرکت های مدنی اجتماعی را بعهده خواهند داشت. به نظر من در اینجاست که مسئله ی وارد شدن جنبش زنان بعنوان یک جنبش مستقل اجتماعی برجسته می شود. در اینجاست که جنبش زنان می تواند وباید با طرح مطالبات برابری طلبی جنسیتی وارد عمل شود و شعارهای برابری جنسیتی را به بخشی از شعارهای مطالباتی تبدیل کند. به نظر من ما از یک نظر در شرایط خوبی هستیم و آن اینکه جنبش زنان بعنوان یک جنبش مستقل واقعی، هویت اش در جامعه ی مدنی و بخش های مهمی از اجتماع بطور کلی مورد شناسائی قرار گرفته است. برای این می گویم شرایط خوب، بخاطر اینکه بر خلاف تحولات تاریخی گذشته، امروز جنبش زنان ما فقط بخشی یا دنباله ای از احزاب و سازمان های مردانه با ایدئولوژی های "جهانشمول" و آرمان گرایانه نیست. امروز جنبش زنان با مطالبات مشخص خود و حتی با نهادهای شناخته شده اش در میدان حاضر است. نهادهایی مانند کمپین 1 میلیون امضا با خواسته ها و شعارهایی مدون و با شبکه ای از فعالان در سطح ملی، عملا در صحنه حاضر است. بخش های دیگر جنبش زنان هم با نام های دیگری در صحنه حضور دارند. به نظر من در یک شرایط ضروری این کاملا امکان دارد که یک همگرائی گسترده از فعالان جنبش زنان بتواند شکل بگیرد. چنین همگرائی ها و اقدامات مشترک فعالان وزنه ی زیادی به جنبش زنان بعنوان بخش مهمی از جنبش مدنی می دهد و خواسته های برابری طلبانه ی جنسیتی را به بخشی از خواسته های کل جنبش مدنی تبدیل می کند. به نظر من جنبش زنان این مقدار اعتبار و هویت اجتماعی را دارد که در این راه از پیشنهاد دهندگان و پیشگامان همکاری با دیگر جنبش های مدنی باشد. بخش بزرگی از فعالان جنبش زنان را دختران و پسران دانشجو تشکیل می دهند. بعضی از این فعالان زنان، از فعالان دانشجویی هم هستند و می توانند بعنوان پلی میان این دو جنبش مهم اجتماعی عمل کنند. مهم ترین شرط انجام این مهم اما آن است که جنبش زنان بتواند حول خواسته های مشخص و مشترک برابری طلبانه ی خودش هماهنگ شود. هر چه این چنین همگرائی جنبش زنان منسجم تر و با تفاهم و شرکت گروه های بیشتری از زنان باشد، طبیعتا در حرکت های توافقی با دیگر بخش های جنبش مدنی وزنه ی سنگین تری خواهد داشت و مطالبات جنبش زنان از بازتاب بیشتر و مناسب تری برخوردار خواهد شد. طبیعتا گروه های مختلف زنان خودشان دارای هویت مشخص و شیوه های کاری مشخصی هستند. اما با همکاری و نیت های خوب می توان امید داشت که همین گروه های مختلف بتوانند همگرائی گسترده ای را از جنبش زنان شکل بدهند.</p>

<p>مسئله ای که وجود دارد این است که تجربه ی تلخ تاریخی که نصیب زنان میهن مان شده و همیشه مطالبات برابری طلبانه شان در سایه ی شعارها و سیاست های آرمانی احزاب و ایدئولوژی ها پایمال گشته است، اینبار موجب شود که ما نقاط مشترک جنبش زنان را با دیگر جنبش های اجتماعی نبینیم و خودمان را از آنها جدا کنیم و فقط در فکر حرکت ها و طرح شعارهای برابری طلبی جنسیتی باشیم. به نظر من اگر جنبش زنان بخواهد اینطور حرکت کند عملا خودش را از ظرفیت های بزرگی که دارد محروم کرده است. من با شناختی که از فعالان جنبش زنان دارم مطمئنم که می توانند پیوند ظریف جنبش برابری طلبی جنسیتی را با دیگر جنبش های مدنی تشخیص بدهند و از وزنه ی جنبش مستقل زنان حداکثر بهره برداری را بکنند.</p>

<p>بعنوان یک ایرانی مقیم خارج در اینجا مجبورم فقط این را بعنوان یک امکان و پیشنهاد مطرح کنم که کاملا امکان پذیر است که در حرکت های بزرگ اجتماعی، مثل راهپیمائی های بزرگ مسالمت آمیز یا تحصن ها، فعالان زنان در کنار شعارهای کلی تر مثل آزادی، شعارهایی را هم مبنی بر برابری های جنسیتی حمل کنند. چنین اقداماتی واقعا بسته به شرایط روز و محیط است و مطمئنا خود فعالان امکان بهتری برای تصمیم گیری دارند. مهم این است که ما یک جنبش زنان با هویت مستقل در صحنه داریم که می خواهد با هویت مستقل خودش اما همراه با دیگران در این جنبش مدنی سهم داشته باشد.</p>

<p>2 - تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد ؟</p>

<p>این سوال به نظرم خیلی کلی مطرح شده. کمپین دارای ابعاد گوناگون است، از مطالبات اش تا شیوه ی عمل و سازماندهی اش، و همه ی این ابعاد در تحولات اخیر می تواند تاثیر بگیرد و تاثیر متقابل بگذارد. کمپین 1 میلیون امضا در طول چند سال اخیر توانسته شبکه هایی از فعالان جنبش زنان را در سطح ملی ایجاد کند. همیشه بر این باور بوده ام که ویژگی مهم کمپین، گفتگوی چهره به چهره با توده ی مردم و ارتباط گیری مستقیم با آنان بوده است. همچنین برگزاری سمینارها و کلاس های آموزشی محلی برای فعالان توانسته نسلی را با آگاهی ها و توانایی های زیاد بوجود بیاورد. کمپین 1 میلیون امضا در طول همه ی سال های شکل گیری و فعالیت اش با محدودیت و بگیر و ببند و دادن هزینه های مختلف مواجه بوده است. بخاطر همین به نظر من، که ممکن است خیلی هم دقیق نباشد، فعالان کمپین تا همین حالا هم با فشارهای حکومتی مواجه بوده اند و اتفاقا ممکن است همین فعالان آن بخشی از جنبش اعتراضی امروز باشند که بهتر بتوانند با فشارها کنار بیایند و فعالیت های شان را ادامه بدهند. هر چند که دامنه ی محدودیت و خشونت سرکوب بیش از گذشته است. اما کمپینی ها از پیش سایت ها و وبلاگ ها و کانال های ارتباطی خودشان را دارند و با این شیوه های کار و خبر رسانی سال هاست که خو گرفته اند.</p>

<p>کمپین 1 میلیون امضا بدلیل داشتن همین روابط شبکه ای کمتر می تواند زیر ضرب برود و اینطور نیست که اگر مقامات حکومتی چند نفر را در یک نقطه یا شهری دستگیر کنند همه ی کمپین از هم بپاشد و همه به انتظار دستور از بالا بنشینند. فعالان کمپین یاد گرفته اند که مستقل فکر کنند و مستقل عمل کنند. اتفاقا برخورداری از همین ویژگی های گسترده بودن و متشکل بودن است که به کمپین جایگاه ویژه ای در کل جنبش زنان می بخشد. به این ویژگی ها می توانیم توجه سازمان های بین المللی زنان را به کمپین را هم اضافه کنیم که حاصل آن تا کنون چندین جایزه ی مهم به فعالان یا خود کمپین بعنوان یک نهاد بوده است.</p>

<p>اما در این میان به نظر من یک نقطه ضعف اساسی هم وجود دارد که کمپین همیشه از آن رنج برده است. این ضعف، نبود یک مکانیسم تصمیم گیری در کمپین است. این ضعف تا وقتی که مسائل ساده بودند و فعالیت ها از محدوده ی خاصی فراتر نمی رفتند چندان آشکار نبود. اما در جریان تصمیم گیری برای دریافت جایزه ی نقدی «سیمون دوبووار» شاید برای اولین بار خودش را نشان داد. و البته هنوز این یک تصمیم اساسی و دارای اهمیت ملی نبود. اما فرض را بر این بگیریم که جنبش های مدنی در حال شکل گیری برای حرکت های مشترک باشند. کمپین یک میلیون امضا همانطور که تا حدودی تشریح کردم، از نظر آگاهی و گستردگی، توانایی ها و شایستگی های مهمی دارد اما چه سود اگر نتوان بدلیل عدم تصمیم گیری از این ظرفیت ها استفاده کرد؟ مثلا در یک اقدام جمعی که جنبش زنان هم باید شرکت داشته باشد، واقعا کمپین از روی چه تصمیمی می خواهد در آن جمع شرکت کند و مهر خودش را بر آن حرکت جمعی بزند؟ آیا کمپین حتی می تواند یک نماینده ی منتخب به آن حرکت جمعی مدنی بفرستد؟ آیا کمپین باید بگوید که صدها یا هزاران نفر از فعالان زنان خودشان را کمپینی می دانند اما ما قدرت این را نداریم که یک نماینده بفرستیم؟ چه کسی باید تصمیم بگیرد؟ چه کسی باید برود؟ آیا باز هم باید به دنبال چهره های مقبول و مورد اعتماد و به اصطلاح گیس سفید یا ریش سفید گشت؟ و تا کجا با این شیوه های کدخدامنشی می توان از طرف یک جنبش مدرن مدنی عمل کرد؟ شیوه های رایزنی در کمپین برای اقدامات آینده چگونه است؟ یادمان باشد که تحولات آینده می توانند حتما تیره و تار نباشند و اتفاقا شیوه های کاری مشخص تر و فعال تری را در ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی بطلبند.</p>

<p>کمپین 1 میلیون امضا امروز تعداد بسیاری از فعالان جنبش زنان را در داخل و خارج کشور پوشش می دهد. این تعداد فعالان، هم از نظر آگاهی های تئوریک، هم از نظر توانایی های عملی و فنی و هم از نظر ارتباط های رسانه ای در سطح بسیار بالایی هستند و همین وزنه ی خاصی را به خود کمپین می بخشد. شرایط امروز کشورمان آنقدر پر التهاب و پر تنش و خیلی وقت ها احساسی بوده که هنوز شاید فرصت نشده زیاد به آینده فکر کنیم و فعلا هنوز در شوک بیم و امید به سر می بریم. اما بزودی زندگی و واقعیت ها سوال های زیادی را درباره ی شیوه ی کار و نقش کمپین در آینده، جلوی ما خواهند گذاشت.</p>

<p>اگر از مسائل سازمانی و متشکل بودن بگذریم، به نظر من وجود کمپین می تواند از نظر بینشی تاثیر زیادی روی تحولات آینده بگذارد. جریان سیاسی ای در جریان رویدادهای اخیر وجود دارد که هم به ناچار و هم از روی برخی باورهای ایدئولوژیک خودش تلاش دارد تا یک رنگ مذهبی به جنبش مدنی و مطالبات آن بزند. به باور من وجود نهادهای شناخته شده و فعالی مانند کمپین که مشخصا با یک دیدگاه سکولار، و نه لزوما ضد دینی، فعالیت می کنند بسیار مهم است. کمپین یک میلیون امضا همانطور که می دانیم مطالبات زنان را از چارچوب های پر دست انداز و قابل تفسیر فقهی خارج کرده و در یک زمینه ی سکولار مطرح می کند. فعالان کمپین می توانند آدم های خیلی مومن و مذهبی هم در میان شان باشند، که هستند، ولی شیوه ی طرح مطالبات در یک چارچوب عرفی و سکولار است. این ویژگی مهمی است که کمپین می تواند روی کل جنبش مدنی تاثیر بگذارد.</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>حفظ هویت مستقل جنبش زنان، همراه با دیگران درجنبش مدنی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/001000.html" />
    <modified>2009-07-16T15:39:53Z</modified>
    <issued>2009-07-16T16:39:53+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.1000</id>
    <created>2009-07-16T15:39:53Z</created>
    <summary type="text/plain">تغییر برای برابری - فعالان کمپين يک ميليون امضا با گرايشات و تنوعات فکری توانسته اند در سه سال گذشته حول خواست لغو تمامی قوانين تبعيض آميز جنسيتی، مبارزه مدنی حول حقوق برابر شکل داده و به پيش ببرند و امروز هريک بر پايه اعتقاد خود در عرصه های متفاوت مبارزه جاری برای آزادی و حقوق دمکراتيک شهروندی حاضرند . اين نکته که زنان در عرصه اين مبارزه حضوری چشمگير دارند بر کسی پوشيده نيست. تصوير ندا که در حافظه تاريخی مردم ايران و جهان ثبت شده نشان از اهميت نقش زنان در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی دارد...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>تغییر برای برابری - فعالان کمپين يک ميليون امضا با گرايشات و تنوعات فکری توانسته اند در سه سال گذشته حول خواست لغو تمامی قوانين تبعيض آميز جنسيتی، مبارزه مدنی حول حقوق برابر شکل داده و به پيش ببرند و امروز هريک بر پايه اعتقاد خود در عرصه های متفاوت مبارزه جاری برای آزادی و حقوق دمکراتيک شهروندی حاضرند . اين نکته که زنان در عرصه اين مبارزه حضوری چشمگير دارند بر کسی پوشيده نيست. تصوير ندا که در حافظه تاريخی مردم ايران و جهان ثبت شده نشان از اهميت نقش زنان در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی دارد . اين شرايط اما پرسش های عاجل زير را برابر ما قرار می دهد :</p>

<p> چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد ؟</p>

<p>تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد ؟</p>

<p>شرکت فعالان و ياران کمپين و نيز تمامی مدافعان حقوق زنان در اين بحث بر فراهم آوردن پاسخ و يا پاسخهای هر چه خلاق تر ياری خواهد کرد . باشد که اين همفکری و همدلی ما را در پيوند مبارزه برای برابری و آزادی و عدالت اجتماعی ياری دهد .</p>

<p>***<br />
پویا*: حفظ هویت مستقل جنبش زنان، همراه با دیگران درجنبش مدنی <br />
1 - چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد ؟</p>

<p>پیش از انتخابات ریاست جمهوری تعداد زیادی از فعالان جنبش زنان در یک همگرائی گسترده برای مطرح کردن مطالبات جنبش شرکت کردند. بعضی از اعضای همگرائی فعالانی بودند که تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته بودند و تعدادی دیگر به هر دلیلی نمی خواستند رای خودشان را در صندوق ها بریزند. نقطه ی مشترک هر دو گروه استفاده از فضای انتخاباتی برای مطرح کردن خواسته های جنبش زنان، بصورت مشخص و مدون بود.</p>

<p>رویدادهای پس از رای گیری و اعلام نتایج مخدوش و افشای تقلب های گسترده و سازمان یافته ی حکومتی، شرایطی را پیش آورده که به اعتراض های گسترده ی اجتماعی انجامیده است. همانطور که همه شاهد بوده ایم شرکت کنندگان در این اعتراضات و جنبش های اجتماعی در گسترده ترین طیف پا به میدان گذاشته اند. بنا بر انگیزه ای که موجب به راه افتادن این جنبش اجتماعی شد، یعنی پایمال شدن آشکار و خشن حق شهروندی و تقلب در انتخابات، طبیعتا وزنه ی شعارها هم فعلا حول این انگیزه ها متمرکز شده است. با سرکوب خشن و کشتار خیابانی و دستگیری های گسترده، حالا محور شعارها و خواسته های این جنبش عبارت است از ابطال انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی اجتماعات. فراموش نکنیم که این شعارها به نوعی و در اساس از خواست های مبرم جنبش زنان هم هستند: یک انتخابات آزاد می تواند به مطرح شدن جدی مطالبات زنان کمک کند، بسیاری از دستگیرشدگان فعلی از فعالان و یا حامیان جنبش زنان در سالهای اخیر بوده اند و هم اینکه آزادی اجتماعات خواسته ای بوده که جنبش زنان در این سالها همواره برای آن مبارزه کرده و هزینه های سنگین داده است. می بینیم که در این شعارها، جنبش زنان با سایر جنبش های مدنی اجتماعی نقاط مشترک آشکاری دارد.</p>

<p>اما بدون شک شعارها در این محدوده ی کلی باقی نخواهند ماند. به نظر می رسد که با وجود سرکوب خشن حکومتی، جنبش مدنی گسترده ای در حال شکل گیری است. با اینکه نهادهای مدنی و از جمله نهادهای مدنی جنبش زنان، دانشجویان، کارگران، پرستاران و معلمان و دیگر اقشار اجتماعی بدلیل حساسیت ها و محدودیت های حکومتی امکان قوی شدن نداشته اند، باز هم در عمل همین نهادها خواهند بود که، اگر ایده آل فکر کنیم در کنار همدیگر، نقش مهم حرکت های مدنی اجتماعی را بعهده خواهند داشت. به نظر من در اینجاست که مسئله ی وارد شدن جنبش زنان بعنوان یک جنبش مستقل اجتماعی برجسته می شود. در اینجاست که جنبش زنان می تواند وباید با طرح مطالبات برابری طلبی جنسیتی وارد عمل شود و شعارهای برابری جنسیتی را به بخشی از شعارهای مطالباتی تبدیل کند. به نظر من ما از یک نظر در شرایط خوبی هستیم و آن اینکه جنبش زنان بعنوان یک جنبش مستقل واقعی، هویت اش در جامعه ی مدنی و بخش های مهمی از اجتماع بطور کلی مورد شناسائی قرار گرفته است. برای این می گویم شرایط خوب، بخاطر اینکه بر خلاف تحولات تاریخی گذشته، امروز جنبش زنان ما فقط بخشی یا دنباله ای از احزاب و سازمان های مردانه با ایدئولوژی های "جهانشمول" و آرمان گرایانه نیست. امروز جنبش زنان با مطالبات مشخص خود و حتی با نهادهای شناخته شده اش در میدان حاضر است. نهادهایی مانند کمپین 1 میلیون امضا با خواسته ها و شعارهایی مدون و با شبکه ای از فعالان در سطح ملی، عملا در صحنه حاضر است. بخش های دیگر جنبش زنان هم با نام های دیگری در صحنه حضور دارند. به نظر من در یک شرایط ضروری این کاملا امکان دارد که یک همگرائی گسترده از فعالان جنبش زنان بتواند شکل بگیرد. چنین همگرائی ها و اقدامات مشترک فعالان وزنه ی زیادی به جنبش زنان بعنوان بخش مهمی از جنبش مدنی می دهد و خواسته های برابری طلبانه ی جنسیتی را به بخشی از خواسته های کل جنبش مدنی تبدیل می کند. به نظر من جنبش زنان این مقدار اعتبار و هویت اجتماعی را دارد که در این راه از پیشنهاد دهندگان و پیشگامان همکاری با دیگر جنبش های مدنی باشد. بخش بزرگی از فعالان جنبش زنان را دختران و پسران دانشجو تشکیل می دهند. بعضی از این فعالان زنان، از فعالان دانشجویی هم هستند و می توانند بعنوان پلی میان این دو جنبش مهم اجتماعی عمل کنند. مهم ترین شرط انجام این مهم اما آن است که جنبش زنان بتواند حول خواسته های مشخص و مشترک برابری طلبانه ی خودش هماهنگ شود. هر چه این چنین همگرائی جنبش زنان منسجم تر و با تفاهم و شرکت گروه های بیشتری از زنان باشد، طبیعتا در حرکت های توافقی با دیگر بخش های جنبش مدنی وزنه ی سنگین تری خواهد داشت و مطالبات جنبش زنان از بازتاب بیشتر و مناسب تری برخوردار خواهد شد. طبیعتا گروه های مختلف زنان خودشان دارای هویت مشخص و شیوه های کاری مشخصی هستند. اما با همکاری و نیت های خوب می توان امید داشت که همین گروه های مختلف بتوانند همگرائی گسترده ای را از جنبش زنان شکل بدهند.</p>

<p>مسئله ای که وجود دارد این است که تجربه ی تلخ تاریخی که نصیب زنان میهن مان شده و همیشه مطالبات برابری طلبانه شان در سایه ی شعارها و سیاست های آرمانی احزاب و ایدئولوژی ها پایمال گشته است، اینبار موجب شود که ما نقاط مشترک جنبش زنان را با دیگر جنبش های اجتماعی نبینیم و خودمان را از آنها جدا کنیم و فقط در فکر حرکت ها و طرح شعارهای برابری طلبی جنسیتی باشیم. به نظر من اگر جنبش زنان بخواهد اینطور حرکت کند عملا خودش را از ظرفیت های بزرگی که دارد محروم کرده است. من با شناختی که از فعالان جنبش زنان دارم مطمئنم که می توانند پیوند ظریف جنبش برابری طلبی جنسیتی را با دیگر جنبش های مدنی تشخیص بدهند و از وزنه ی جنبش مستقل زنان حداکثر بهره برداری را بکنند.</p>

<p>بعنوان یک ایرانی مقیم خارج در اینجا مجبورم فقط این را بعنوان یک امکان و پیشنهاد مطرح کنم که کاملا امکان پذیر است که در حرکت های بزرگ اجتماعی، مثل راهپیمائی های بزرگ مسالمت آمیز یا تحصن ها، فعالان زنان در کنار شعارهای کلی تر مثل آزادی، شعارهایی را هم مبنی بر برابری های جنسیتی حمل کنند. چنین اقداماتی واقعا بسته به شرایط روز و محیط است و مطمئنا خود فعالان امکان بهتری برای تصمیم گیری دارند. مهم این است که ما یک جنبش زنان با هویت مستقل در صحنه داریم که می خواهد با هویت مستقل خودش اما همراه با دیگران در این جنبش مدنی سهم داشته باشد.</p>

<p>2 - تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد ؟</p>

<p>این سوال به نظرم خیلی کلی مطرح شده. کمپین دارای ابعاد گوناگون است، از مطالبات اش تا شیوه ی عمل و سازماندهی اش، و همه ی این ابعاد در تحولات اخیر می تواند تاثیر بگیرد و تاثیر متقابل بگذارد. کمپین 1 میلیون امضا در طول چند سال اخیر توانسته شبکه هایی از فعالان جنبش زنان را در سطح ملی ایجاد کند. همیشه بر این باور بوده ام که ویژگی مهم کمپین، گفتگوی چهره به چهره با توده ی مردم و ارتباط گیری مستقیم با آنان بوده است. همچنین برگزاری سمینارها و کلاس های آموزشی محلی برای فعالان توانسته نسلی را با آگاهی ها و توانایی های زیاد بوجود بیاورد. کمپین 1 میلیون امضا در طول همه ی سال های شکل گیری و فعالیت اش با محدودیت و بگیر و ببند و دادن هزینه های مختلف مواجه بوده است. بخاطر همین به نظر من، که ممکن است خیلی هم دقیق نباشد، فعالان کمپین تا همین حالا هم با فشارهای حکومتی مواجه بوده اند و اتفاقا ممکن است همین فعالان آن بخشی از جنبش اعتراضی امروز باشند که بهتر بتوانند با فشارها کنار بیایند و فعالیت های شان را ادامه بدهند. هر چند که دامنه ی محدودیت و خشونت سرکوب بیش از گذشته است. اما کمپینی ها از پیش سایت ها و وبلاگ ها و کانال های ارتباطی خودشان را دارند و با این شیوه های کار و خبر رسانی سال هاست که خو گرفته اند.</p>

<p>کمپین 1 میلیون امضا بدلیل داشتن همین روابط شبکه ای کمتر می تواند زیر ضرب برود و اینطور نیست که اگر مقامات حکومتی چند نفر را در یک نقطه یا شهری دستگیر کنند همه ی کمپین از هم بپاشد و همه به انتظار دستور از بالا بنشینند. فعالان کمپین یاد گرفته اند که مستقل فکر کنند و مستقل عمل کنند. اتفاقا برخورداری از همین ویژگی های گسترده بودن و متشکل بودن است که به کمپین جایگاه ویژه ای در کل جنبش زنان می بخشد. به این ویژگی ها می توانیم توجه سازمان های بین المللی زنان را به کمپین را هم اضافه کنیم که حاصل آن تا کنون چندین جایزه ی مهم به فعالان یا خود کمپین بعنوان یک نهاد بوده است.</p>

<p>اما در این میان به نظر من یک نقطه ضعف اساسی هم وجود دارد که کمپین همیشه از آن رنج برده است. این ضعف، نبود یک مکانیسم تصمیم گیری در کمپین است. این ضعف تا وقتی که مسائل ساده بودند و فعالیت ها از محدوده ی خاصی فراتر نمی رفتند چندان آشکار نبود. اما در جریان تصمیم گیری برای دریافت جایزه ی نقدی «سیمون دوبووار» شاید برای اولین بار خودش را نشان داد. و البته هنوز این یک تصمیم اساسی و دارای اهمیت ملی نبود. اما فرض را بر این بگیریم که جنبش های مدنی در حال شکل گیری برای حرکت های مشترک باشند. کمپین یک میلیون امضا همانطور که تا حدودی تشریح کردم، از نظر آگاهی و گستردگی، توانایی ها و شایستگی های مهمی دارد اما چه سود اگر نتوان بدلیل عدم تصمیم گیری از این ظرفیت ها استفاده کرد؟ مثلا در یک اقدام جمعی که جنبش زنان هم باید شرکت داشته باشد، واقعا کمپین از روی چه تصمیمی می خواهد در آن جمع شرکت کند و مهر خودش را بر آن حرکت جمعی بزند؟ آیا کمپین حتی می تواند یک نماینده ی منتخب به آن حرکت جمعی مدنی بفرستد؟ آیا کمپین باید بگوید که صدها یا هزاران نفر از فعالان زنان خودشان را کمپینی می دانند اما ما قدرت این را نداریم که یک نماینده بفرستیم؟ چه کسی باید تصمیم بگیرد؟ چه کسی باید برود؟ آیا باز هم باید به دنبال چهره های مقبول و مورد اعتماد و به اصطلاح گیس سفید یا ریش سفید گشت؟ و تا کجا با این شیوه های کدخدامنشی می توان از طرف یک جنبش مدرن مدنی عمل کرد؟ شیوه های رایزنی در کمپین برای اقدامات آینده چگونه است؟ یادمان باشد که تحولات آینده می توانند حتما تیره و تار نباشند و اتفاقا شیوه های کاری مشخص تر و فعال تری را در ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی بطلبند.</p>

<p>کمپین 1 میلیون امضا امروز تعداد بسیاری از فعالان جنبش زنان را در داخل و خارج کشور پوشش می دهد. این تعداد فعالان، هم از نظر آگاهی های تئوریک، هم از نظر توانایی های عملی و فنی و هم از نظر ارتباط های رسانه ای در سطح بسیار بالایی هستند و همین وزنه ی خاصی را به خود کمپین می بخشد. شرایط امروز کشورمان آنقدر پر التهاب و پر تنش و خیلی وقت ها احساسی بوده که هنوز شاید فرصت نشده زیاد به آینده فکر کنیم و فعلا هنوز در شوک بیم و امید به سر می بریم. اما بزودی زندگی و واقعیت ها سوال های زیادی را درباره ی شیوه ی کار و نقش کمپین در آینده، جلوی ما خواهند گذاشت.</p>

<p>اگر از مسائل سازمانی و متشکل بودن بگذریم، به نظر من وجود کمپین می تواند از نظر بینشی تاثیر زیادی روی تحولات آینده بگذارد. جریان سیاسی ای در جریان رویدادهای اخیر وجود دارد که هم به ناچار و هم از روی برخی باورهای ایدئولوژیک خودش تلاش دارد تا یک رنگ مذهبی به جنبش مدنی و مطالبات آن بزند. به باور من وجود نهادهای شناخته شده و فعالی مانند کمپین که مشخصا با یک دیدگاه سکولار، و نه لزوما ضد دینی، فعالیت می کنند بسیار مهم است. کمپین یک میلیون امضا همانطور که می دانیم مطالبات زنان را از چارچوب های پر دست انداز و قابل تفسیر فقهی خارج کرده و در یک زمینه ی سکولار مطرح می کند. فعالان کمپین می توانند آدم های خیلی مومن و مذهبی هم در میان شان باشند، که هستند، ولی شیوه ی طرح مطالبات در یک چارچوب عرفی و سکولار است. این ویژگی مهمی است که کمپین می تواند روی کل جنبش مدنی تاثیر بگذارد.</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>نکته ها: از شرط های شیرین عبادی تا شباهت حرف های آقایان ایرانی و آقایان چینی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000999.html" />
    <modified>2009-07-10T19:44:13Z</modified>
    <issued>2009-07-10T20:44:13+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.999</id>
    <created>2009-07-10T19:44:13Z</created>
    <summary type="text/plain">دوستان عزیزم! باز هم آنچه را در ذهن یا فعالیت هایم در این چند روز گذشته در قالب چند نکته می نویسم: 1- یک وقت فکر نکنید حالا که جنبش مدنی به راه افتاده و جامعه در حال انتخاب راه و التهاب تصمیم است، من بعنوان یک ایرانی علاقمند به سرنوشت مردم دیارم سر در لاک فرو برده ام و اگر در اینجا نمی نویسم در چنبره ی روزمره گی ها غرق شده ام. در تمام روزهای پس از انتخابات و بخصوص اعتراضات مدنی، خبرهای ایران به سر خط خبرهای دنیا تبدیل شده است. پس از چند روزی کاهش تظاهرات...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>دوستان عزیزم! باز هم آنچه را در ذهن یا فعالیت هایم در این چند روز گذشته در قالب چند نکته می نویسم:<br />
1- یک وقت فکر نکنید حالا که جنبش مدنی به راه افتاده و جامعه در حال انتخاب راه و التهاب تصمیم است، من بعنوان یک ایرانی علاقمند به سرنوشت مردم دیارم سر در لاک فرو برده ام و اگر در اینجا نمی نویسم در چنبره ی روزمره گی ها غرق شده ام. <br />
در تمام روزهای پس از انتخابات و بخصوص اعتراضات مدنی، خبرهای ایران به سر خط خبرهای دنیا تبدیل شده است. پس از چند روزی کاهش تظاهرات روزانه، باز با تظاهرات مردمی بمناسبت 18 تیر، ایران به سرتیتر خبر اول آمد. همین نشان می دهد که کشور ما بعنوان وزنه ی بزرگی در منطقه و جهان مطرح است. رسانه ها هم می دانند که یک جنبش مدنی در ایران چه بازتاب و پس لرزه هایی در کشورهای منطقه دارد. در این مدت تا آنجا که فرصتی داده شده درباره ی رویدادهای کشورمان ترجمه کرده ام یا نوشته ام. <br />
همین چند روز پیش گفتگویی داشتم با شیرین عبادی عزیز که به همت یکی از دوستان توانستم با تلفن اش تماس بگیرم. شیرین عبادی چهار شرط اولیه را برای برگشت آرامش به کشورمان شمرد:<br />
الف – پایان دادن فوری به اقدامات خشن دولتی علیه مردم تظاهرکننده، روزنامه نگاران و فعالان.<br />
ب – آزادی فوری و بدون قید و شرط همه ی دستگیر شدگان پس از انتخابات.<br />
پ – پرداخت غرامت از طرف حکومت به خانواده های قربانیان این خشونت ها، چه آنها که کشته شده اند و چه آنها که با ضرب و شتم ماموران صدمه دیده اند.<br />
ت- انتخابات ریاست جمهوری باطل اعلام شود و یک انتخابات جدید زیر نظر هیئت های بین المللی و بخصوص سازمان ملل متحد بر گزار شود.</p>

<p>2- تقلب آشکار و دروغ و فریب پیش از انتخابات و پس از آن به نظر من عمق فساد و تباهی حکومتی را رو آورد. دروغ و فریب اگر تا دیروز زیر میزها و در اتاق های دربسته بصورت قراردادها و رانت خواری ها و تقسیم قدرت میان آقایان و آقازاده ها رد وبدل می شد، این بار با آشکاری و وقاحتی کم نظیر به روی دایره ریخته شد. آنچنان که برای کسی که ذره ای هم صداقت در وجودش مانده دیگر توجیه اوضاع کار راحتی نیست. این تقلب سازمان یافته و خشونت و سکوب پس از آن فقط نشان می دهد که فساد و تباهی تا کجا در ریشه های حکومتی نفوذ کرده است.</p>

<p>3- من یادم هست تا حالا چندین بار نوشته ام که ادعاهای اسلامی حکومت گران ایرانی برای دفاع از مسلمانان دنیا، فقط پوششی است برای ایجاد یک حاشیه ی امنیتی برای نظام خودشان. این پوشش امنیتی هم بیشتر در لبنان و فلسطین است برای داشتن یک حاشیه امنیتی به دور اسرائیل. وگرنه با ذکر نمونه چند بار نوشته ام که سال هاست مسلمانان چچن توسط حکومت روسیه سرکوب می شوند و چقدر هم غیر انسانی. چچن مثل یک آتش زیر خاکستر است از بس که حکومت روسیه فشار و سرکوب روی مردم این منطقه گذاشته است. جالب این است که حکومت آقایان ایران در اوج قتل عام مردم چچن یک بار هم نتوانست به روسیه اعتراض کند. چرا که روسیه یکی از کشورهایی است که برای رقابت با آمریکا از برگ ایران استفاده می کند و آقایان هم محتاج پشتیبانی او هستند.</p>

<p>این روزها همه حتما خبر کشت و کشتار مردم اویقور چین را که بیشترشان مسلمان هم هستند شنیده ایم. اما چین هم یکی از کشورهایی است که نظام مقدس آقایان به پشتیبانی آن دل بسته است. برای همین از نظر سیاسی برای آقایان صرف نمی کند که با اعتراض شان هزینه ی سیاسی بپردازند. ادعاهای اسلامی آقایان فقط برای توجیه کارها و سیاست های شان است برای طرفداران شان در کشور و البته عده ای از مردم ساده اندیش و زخم خورده ی کشورهای عربی که فکر می کنند آقای احمدی نژاد همان نادر یا اسکندری است که جلوی اسرائیل ایستاده است. نمی داند که قدرت سلاح آقایان در درجه ی اول بر سر و تن جوان های ایرانی در خیابان های ایران به رخ کشیده می شوند.<br />
یک موضوع جالب:<br />
امروز در خبرها خواندم که اویقورهای چین از خارجی ها الهام و دستور گرفته اند. برای همین دولت چین به محدود کردن بیشتر اینترنت و کانال های ماهواره ای روی آورده است.<br />
پیش از این هم پرسیده ام: چرا دیکتاتورها اغلب با یک زبان حرف می زنند؟</p>

<p>امیدوارم از این به بعد خیلی زودتر و مرتب تر به این نکته نویسی های وبلاگ ام برسم.      </p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>اقدام فعالان ایران بر علیه دروغپردازی های رسانه های حکومتی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000998.html" />
    <modified>2009-07-02T19:52:49Z</modified>
    <issued>2009-07-02T20:52:49+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.998</id>
    <created>2009-07-02T19:52:49Z</created>
    <summary type="text/plain"> دوستان عزیزم! این ایمیل را دوستان از ایران فرستاده اند و از من خواسته اند که در اینجا هم مطرح کنم. مسئله بیانیه ای است که توسط دوستان ایران علیه دروغپردازی های رسانه های حکومتی نوشته شده و در داخل ایران هم باید پخش شود و البته پخش آن ابتکار شخصی هر فعالی می تواند باشد. من فایل پی دی اف آن را می فرستم که راحت قابل پرینت گرفتن و کپی هم هست. لطفا هر کس هر طور خودش بهتر می داند اقدام کند. خود بیانیه را در این آدرس می توانید دانلود کنید. این هم متن بیانیه...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p><center><img src="http://www.pouyashome.com/images/tv_free.jpg"></center><br />
دوستان عزیزم!<br />
این ایمیل را دوستان از ایران فرستاده اند و از من خواسته اند که در اینجا هم مطرح کنم. مسئله بیانیه ای است که توسط دوستان ایران علیه دروغپردازی های رسانه های حکومتی نوشته شده و در داخل ایران هم باید پخش شود و البته پخش آن ابتکار شخصی هر فعالی می تواند باشد. من فایل پی دی اف آن را می فرستم که راحت قابل پرینت گرفتن و کپی هم هست. <br />
لطفا هر کس هر طور خودش بهتر می داند اقدام کند.</p>

<p><a href="http://www.pouyashome.com/articles/tv_free.pdf">خود بیانیه را در این آدرس می توانید دانلود کنید</a>.<br />
این هم متن بیانیه که در اینجا می گذارم:<br />
<center><b>عليه صدا و سيما</b></center><br />
<center><b>ديگر دروغ نمی خوريم</b></center><br />
پس از اعلام نتيجه ی دهمين دوره ی رياست جمهوري که با اعتراض عمومي و گسترده ی مردمي مواجه شد، حضور پررنگ مردم در خيابانها به حدي چشمگير بود که اخبار، تصاوير و ويدئوهاي مردم ايران هنوز هم خبر اول همه ی رسانه هاي دنيا است، اما انعکاس جانبدارانه و مغلوط صدا و سيما از اين اعتراضات مدني، هرچند دور از انتظار نبود اما ديگر بار ماهيت انحصارطلبانه و ضدملي اين رسانه را آشکار کرد. خبرها، سريالها و آگهي¬هاي زن-ستیز و مردسالارانه، بحث هاي جانبدارانه و همسو با دولت و پرونده سازي عليه فعالان جامعه ی مدني نشانه هاي بارز اين انحصار طلبي است.<br />
در سرزميني که عمر روزنامه هاي آن به يک روز رسيده و فيلترينگ گسترده ی سايتهاي اينترنتي راه دسترسي مردم به اخبار را بسته است، تلويزيون به دليل سهولت دسترسي و گستردگي مخاطبانش اصلي¬ترين ابزار تاثيرگذاري بر افکار عمومي محسوب مي¬شود؛ اما صدا و سيمايي که با سرمايه ی مردم ايران اداره می شود به هيچ وجه منعکس کننده ی اخبار و عقايد طيف هاي فکريِ مختلفِ ايرانيان نيست؛ و اينک با بی توجهي کامل نسبت به اعتراضات گسترده¬ي مردمي، به وارونه سازي وقايع - همانند مرگِ ندا آقاسلطان- و اعتراف سازي از فعالان اجتماعي و سياسي و روزنامه نگاران روي آورده است. اين در حالي است که ضمن بی تفاوتي به اعتراضات مدنيِ مردم و دستگيری هاي گسترده ی اخير، شعور و انديشه ای را که در خيابانها به خاک و خون کشيده می شود اغتشاش ناميده و نقش پررنگي در پرونده سازي براي مردم و فعالين ايراني بازي می کند: اين رسانه هيچگاه رسانه ای مردمي نبوده است؛ اين رسانه نه صداي ماست و نه سيماي ما، ما مردم معترض و تحت فشار ايران.<br />
<center>خريد محصولاتي که از طريق صدا و سيما تبليغ می شود را تحريم کنيم!</center><br />
   از امروز می خواهيم با تحريم خريد محصولاتي که از طريق راديو و تلويزيون تبليغ می کنند، مخالفت و اعتراض جدي خود را نسبت به عملکرد رسانه ای که قرار بود ملي باشد اعلام کنيم. تحريم اين رسانه ی انحصاري و ضد ملي بيش از همه بر دوش زنان است که بيشترين مخاطب صدا و سيما هستند و اصلي¬ترين نقش را در انتخاب و خريد کالاهاي خانگي دارند. از زنان می خواهيم با تبليغ و تشويق همگان به عدم خريد کالاهاي تبليغاتي در صدا و سيما و تشويق توليدکنندگان به پرهيز از ارائه¬ي اگهي در آن رسانه، در اين نافرماني مدني مشارکت فعال داشته باشند. تا ادامه¬ي پخش اگهي اين شرکتها از صدا و سيما، از خريد کالاهاي زير خودداري می کنيم:<br />
<b>ايزوگام شرق، گلاب نادر، ايرانسل، محصولات تک، تاژ، داروگر، چي¬توز، صحت، وارنا، دالوپ، تلاونگ ....</b></p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>جنبش مدنی ادامه دارد؟ یک پیشنهاد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000997.html" />
    <modified>2009-06-30T19:52:44Z</modified>
    <issued>2009-06-30T20:52:44+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.997</id>
    <created>2009-06-30T19:52:44Z</created>
    <summary type="text/plain">دوستان عزیزم! این نظر را در یک بحث ایمیلی درباره ی راهکارهای موجود در برابر جنبش مدنی مردم نوشتم. گفتم آن را در اینجا هم بیاورم. بدون اینکه بخواهم وارد بحث های طولانی مربوط به رهبری و یا بهتر بگویم مدیریت جنبش مدنی مردم بشوم نظرم را کوتاه می نویسم. تا فرصتی دیگر که بشود مطلب را باز کرد. پیش فرض این نوشته این است که آقای موسوی پای مطالبات مردم ایستادگی کند و جام زهر &quot;مصالح نظام&quot; را سر نکشد. من از همان روزهای اول که ایستادگی موسوی و کروبی را دیدم، فکر کردم و نوشتم که این جنبش...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>دوستان عزیزم! این نظر را در یک بحث ایمیلی درباره ی راهکارهای موجود در برابر جنبش مدنی مردم نوشتم. گفتم آن را در اینجا هم بیاورم.<br />
بدون اینکه بخواهم وارد بحث های طولانی مربوط به رهبری و یا بهتر بگویم مدیریت جنبش مدنی مردم بشوم نظرم را  کوتاه می نویسم. تا فرصتی دیگر که بشود مطلب را باز کرد.<br />
پیش فرض این نوشته این است که آقای موسوی پای مطالبات مردم ایستادگی کند و جام زهر "مصالح نظام" را سر نکشد.</p>

<p>من از همان روزهای اول که ایستادگی موسوی و کروبی را دیدم، فکر کردم و نوشتم که این جنبش برای ادامه نیاز به یک رهبری جمعی و در گام اول یک کمیته ی هماهنگی از موسوی و دیگر نیروهای تحول طلب و آزادیخواه درون کشور دارد. کمیته ای که از خود موسوی تا کسانی مثل دکتر پیمان و افراد با وجهه ی داخلی و بین المللی مثل شیرین عبادی را در بر بگیرد. فقط چنین کمیته ای می تواند بازتاب طیف هواداران این جنبش مدنی امروزمان باشد و همچنین مایه ی اطمینان بیشتر جامعه به هدف ها و مطالبات مدیران این جنبش. اینکه چطور در یک شرایط سخت امنیتی مثل امروز می شود این کمیته را ایجاد کرد خودش یک بحث جداگانه است. اما یادمان باشد که اینترنت و ایمیل فقط برای ما نیست. برای مدیران یک جنبش هم این امکانات وجود دارد. </p>

<p>بدون اینکه بخواهم روی نظرم پافشاری کنم، زیاد به حرکات کوچک و پراکنده باور ندارم که بتواند نتیجه ای بدهد. دستگاه سرکوب آقایان یک دستگاه نظامی منظم نیست که در مقابل حرکت های پراکنده فلج شود.<br />
به نظر من حرکت های متشکل و هماهنگ توده ای با تعداد زیاد شرکت کننده بزرگترین تاثیر را خواهد داشت. حرکت هایی مثل راهپیمائی های بزرگ روزهای اول پس از انتخابات.<br />
فعلا موسوی توانایی دعوت به چنین حرکت های مردمی را دارد، تا اینکه جنبش و کمیته ی هماهنگی اش پا بگیرد.</p>

<p>شاید یک راه عملی امروز چیزی مانند تحصن عظیم مردمی طولانی مدت چند روزه در جایی مثل میدان بهارستان یا جلوی دفتر سازمان ملل یا چنین جاهایی باشد . تحصن عظیم چند ده یا چند صد هزار نفره ی سکوت و با پلاکاردهایی با طرح مطالبات جنبش.<br />
این چکیده ی آنچه بود که به نظرم رسید در اینجا بنویسم.<br />
به امید روزهای بهتر </p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>بیانیه گروهی از وبلاگ نویسان در اعتراض به خشونت های اخیر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000996.html" />
    <modified>2009-06-28T14:05:28Z</modified>
    <issued>2009-06-28T15:05:28+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.996</id>
    <created>2009-06-28T14:05:28Z</created>
    <summary type="text/plain">من با روح «بیانیه ی عده ای از وبلاگ نویسان» موافقم و برای اقدامی هماهنگ با دوستان وبلاگ نویس آن را در اینجا می گذارم. هر چند بر این باورم که جمهوریت در کشور ما، با وجود ساختار قدرت و با وجود این همه محدودیت های جدی برای دگراندیشان و زنان، از جمله محرومیت آنان از انتخاب شدن به مقامات تصمیم گیرنده، سال هاست که پایمال شده است. و فقط امروز نیست که با محدودیت برای اصلاح طلبان حکومتی، جمهوریت تنها دچار آفت شده باشد. ---------- ما، گروهی از وبلاگ‌ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت ‌آمیز و سرکوب ‌گرانه‌ی حکومت ایران...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>من با روح «بیانیه ی عده ای از وبلاگ نویسان» موافقم و برای اقدامی هماهنگ با دوستان وبلاگ نویس آن را در اینجا می گذارم. هر چند بر این باورم که جمهوریت در کشور ما، با وجود ساختار قدرت و با وجود این همه محدودیت های جدی برای دگراندیشان و زنان، از جمله محرومیت آنان از انتخاب شدن به مقامات تصمیم گیرنده، سال هاست که پایمال شده است. و فقط امروز نیست که با محدودیت برای اصلاح طلبان حکومتی، جمهوریت تنها دچار آفت شده باشد.<br />
----------<br />
ما، گروهی از وبلاگ‌ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت ‌آمیز و سرکوب ‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.<br />
ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.<br />
حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.<br />
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی<br />
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی<br />
*************<br />
<div dir="ltr" align="left"><b>Statement by a group of Iranian bloggers </b></p>

<p>about the Presidential elections and the subsequent events<br />
repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam<br />
We consider the violations in the presidential elections, and their sad big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe election fraud is obvious and we ask for a new election<br />
Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the gap between people and the government<br />
A part of the large community of Iranian bloggers</div></p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>این چند روزه + آقای موسوی چرا هنوز خودی و غیر خودی؟ </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000995.html" />
    <modified>2009-06-27T11:27:50Z</modified>
    <issued>2009-06-27T12:27:50+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.995</id>
    <created>2009-06-27T11:27:50Z</created>
    <summary type="text/plain">این چند روز گذشته موفق شدم چند ترجمه و مقاله در مورد جنبش اجتماعی ایران امروز در نشریات اروپا داشته باشم. که برای انعکاس زمینه های جنبش، روش کار و انعکاس فداکاری های مردم لازم بود. برای همین نرسیدم که در اینجا چیزی بنویسم. امیدوارم فردا، اگر ترجمه ی مقاله ی تازه ای در کار نباشد، نوشته ی تازه ای را درباره ی مسائل جنبش در وبلاگ ام بگذارم. با خواندن بیانیه ی آقای موسوی به ایرانیان خارج کشور در اینجا، این ایمیل را برای بعضی دوستانم نوشتم: تاسف من از این است که آقای موسوی هم از &quot;سنت حسنه&quot;...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>این چند روز گذشته موفق شدم چند ترجمه و مقاله در مورد جنبش اجتماعی ایران امروز در نشریات اروپا داشته باشم. که برای انعکاس زمینه های جنبش، روش کار و انعکاس فداکاری های مردم لازم بود. برای همین نرسیدم که در اینجا چیزی بنویسم.<br />
امیدوارم فردا، اگر ترجمه ی مقاله ی تازه ای در کار نباشد، نوشته ی تازه ای را درباره ی مسائل جنبش در وبلاگ ام بگذارم.</p>

<p>با خواندن <a href="http://www.peiknet.com/1388/09tir/06/PAGE/34BAYANIEH.htm">بیانیه ی آقای موسوی </a>به ایرانیان خارج کشور در اینجا، این ایمیل را برای بعضی دوستانم نوشتم:<br />
تاسف من از این است که آقای موسوی هم از "سنت حسنه" ی این سال ها یعنی کلی گویی و دوپهلو صحبت کردن عدول نکرده اند. از یک طرف از عبارت ایران برای «همه ی ایرانیان» صحبت می کنند ولی بلافاصله «همه ی ایرانیان» را به کسانی محدود می کنند که به تقدس نظام، که قاعدتا یک مفهوم مذهبی است و نه سیاسی، باور دارند. من بر این باورم که در سیاست تقدسی وجود ندارد و آنچه هست منافع و مصلحت های جامعه و انسان هایی ست که در آن زندگی می کنند، صرف نظر از جنسیت شان و باورهای دینی شان و قومیت شان. آیا به نظر آقای موسوی این اندیشه هم آن ایرانیانی را که ایشان مخاطب قرار داده اند در بر می گیرد؟ یا هنوز بدنبال خودی و غیر خودی کردن شهروندان این جامعه هستیم؟ به نظر من این حداقل خواست است که صریح و صادق باشیم در این روزهای بیم و امید.<br />
--------<br />
<a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089990.php">این مقاله و تحلیل محمد رضا نیکفر </a>به نظرم جالب است.<br />
<a href="http://www.tahieh.net/index.phtml?tsk=read&id=972">گفتگوئی هم شیرین فامیلی </a>عزیز با یک روزنامه نگار مقیم ایران انجام داده که در اینجا آمده است.<br />
</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title> «ندا» ی آزادی که در خون غلتید</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000994.html" />
    <modified>2009-06-21T19:38:47Z</modified>
    <issued>2009-06-21T20:38:47+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.994</id>
    <created>2009-06-21T19:38:47Z</created>
    <summary type="text/plain"> دوستان عزیز! این «ندا»ی آزادی ماست که دیروز شنبه سی ام خرداد ماه با گلوله ی بسیجیان رهبر و امام زمان به خاک غلتید. بخاطر اینکه فریاد کرده بود: &quot;نه! به فریب&quot; بقیه ی متن را از فیس بوک برایتان در اینجا می گذارم ندا که بود؟ نا بر گزارش های رسیده از بستگان نزدیک دختری به نام ندا که روز ۳۰ خرداد در محله امیر آباد تهران به شهادت رسید نام کامل وی ندا آقا سلطان بوده است. وی متولد ۱۳۶۱ بوده است. وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p><center><img src="http://www.pouyashome.com/images/neda.jpg"></center><br />
دوستان عزیز! این «ندا»ی آزادی ماست که دیروز شنبه سی ام خرداد ماه با گلوله ی بسیجیان رهبر و امام زمان به خاک غلتید. بخاطر اینکه فریاد کرده بود: "نه! به فریب"<br />
بقیه ی متن را از فیس بوک برایتان در اینجا می گذارم</p>

<p>ندا که بود؟ نا بر گزارش های رسیده از بستگان نزدیک دختری به نام ندا که روز ۳۰ خرداد در محله امیر آباد تهران به شهادت رسید نام کامل وی ندا آقا سلطان بوده است. وی متولد ۱۳۶۱ بوده است. وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسی هایش در تظاهرات شرکت داشته است </p>

<p><br />
وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کندده عقب می افتد که دراین هنگام ۲ لباس شخصی موتور سوار (موسوم به بسیجی) قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار می دهند . وی در دستان استادش جان می سپارد. ولی این موتور سواران توسط مردم متوقف می شوند<br />
و بنا به این گزارش توسط مردم دستگیر می شوند. و بنا بر گزارش تایید نشده ضارب اصلی کشته شده است. ظهر روز ۳۱ خرداد ( روز بعد از شهادت) پیکر ندابه شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده اش تحویل شده است . خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شده است.<br />
گفتنی است که هم اکنون خانواده وی بعد از خاکسپاری ندا آقا سلطان به خانه باز گشته اند. مراسم یادبود ندا قرار بود فردا اول تیر ساعت ۵ تا ۶.۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در عباس آباد تهران برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند.<br />
----------<br />
دوستان! این هم فیلم کامل به خون غلتیدن «ندا»ی ماست. صحنه ی بسیار دردناک و فجیعی ست. اگر طاقت ندارید نگاه نکنید.<br />
<center><object width="560" height="340"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/IV8mvUj3a2s&hl=en&fs=1&"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/IV8mvUj3a2s&hl=en&fs=1&" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="560" height="340"></embed></object></center></p>

<p><br />
</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>چرا دیکتاتورها به یک زبان حرف می زنند؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000993.html" />
    <modified>2009-06-19T18:07:39Z</modified>
    <issued>2009-06-19T19:07:39+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.993</id>
    <created>2009-06-19T18:07:39Z</created>
    <summary type="text/plain">1 - سی سال پیش نوجوان پانزده ساله ای بودم. سال اول دبیرستان. پائیز و زمستان 57. هر روز تظاهرات. گاهی هم درگیری با سربازان در خیابان. راهپیمائی ها چند ماهی طول کشید تا میلیونی بشود. مثل این بار نبود که در همان یکی دو تظاهرات اول میلیونها آدم به میدان بیایند. شب که به خانه بر می گشتم گوینده ی رادیو از دشمن می گفت، از اجانب، دست های بیگانه، آشوبگران، دشمنان وطن و من به خودم وسیل آدم های معمولی اجتماع در خیابان فکر می کردم و به دنبال بیگانه می گشتم و آشوبگر. پیدا نمی کردم. امروز...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>1 - سی سال پیش نوجوان پانزده ساله ای بودم. سال اول دبیرستان. پائیز و زمستان 57. هر روز تظاهرات. گاهی هم درگیری با سربازان در خیابان. راهپیمائی ها چند ماهی طول کشید تا میلیونی بشود. مثل این بار نبود که در همان یکی دو تظاهرات اول میلیونها آدم به میدان بیایند. شب که به خانه بر می گشتم گوینده ی رادیو از دشمن می گفت، از اجانب، دست های بیگانه، آشوبگران، دشمنان وطن و من به خودم وسیل آدم های معمولی اجتماع در خیابان فکر می کردم و به دنبال بیگانه می گشتم و آشوبگر. پیدا نمی کردم.<br />
امروز خامنه ای، صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این دکترهای ریز و درشت رسانه های اسلامی همان کلمات را تکرار می کنند. همان لحن. همان اتهام ها. و شما دوستان ایران هم امروز در خیابان ها به دنبال خائن می گردید و یا بیگانگان. شما هم پیدا نخواهید کرد. مردم هستند که فریاد آزادی و عدالت سر داده اند. همین من و تو هستیم. چرا دیکتاتورها مثل هم حرف می زنند؟ مثل همدیگر، مردم را به هیچ می شمرند؟ ... و مثل هم در چشم بر هم زدنی بر باد می شوند.</p>

<p>2- پیش از این هم نوشته بودم که خامنه ای با آن اعلام نتیجه ی شتاب زده ی شب انتخابات، اصلاح طلبان حکومتی را به لب مرز نظام و بیرون از نظام کشانده است. با سخنرانی امروز، تمامی جنبش حق طلبی را به مرز نظام و مقابل نظام کشانده است. امروز در وضعیتی هستیم که کوچکترین عقب نشینی خامنه ای و اطرافیان اش به تزلزل شدید تمامی حکومت آقایان می انجامد. </p>

<p>3- در همین روزها و لحظات حتما فشارهای سیاسی و امنیتی روی آقای موسوی و کروبی و یاران نزدیک شان خیلی شدید است. از طرف دیگر با این حرف های امروز خامنه ای، ضرورت بزرگی وجود دارد که یک ستاد مدیریتی برای این جنبش عظیم مردمی بوجود بیاید. اتفاقا از این به بعد است که موج اصلی فشار سرکوب روانی و فیزیکی جنبش شروع می شود. باید راهکار وجود داشته باشد. مدیریت وجود داشته باشد تا نتوانند این جنبش را به فرسایش بکشانند. مطالبات که همان ابطال انتخابات باشد بیان شده و بالاترین مسئول کشور هم با خشونت آن را رد کرده است. من نمی گویم باید سطح مطالبات مطرح شده را لزوما حالا بالا برد. امید مردم آن بود که از راه مدنی مطالبات شان را مطرح کنند. اما در شرایط فعلی دیگر چنین چیزی امکان ندارد. راهکار چیست؟ قدم بعدی چیست؟ ایده آل این است که ستاد مدیریتی با حضور آدم های مطمئن و با سیاست و با تجربه وجود داشته باشد. ما در میان دگراندیشان چهره های قابل قبولی داریم که باید همکاری آنها را جلب کرد. این موجب جلب بیشتر اعتماد مردم هم می شود </p>

<p>4- این را امروز در فیس بوک نوشتم: آقایان خیلی تلاش کرده بودند که ذهن نوجوانان و جوانهای این کشور را در مورد تاریخ این انقلاب و دهه ی شصت و سرکوب ها فریب بدهند. این چهره ی امروزی آقای خامنه ای ذهن این نسل جوان کشور را هم باز کرد که وقتی لازم بدانند چه فریبکار و قسی القلب هستند. <br />
----------<br />
رهنمودهایی از دوستان فعال داخل ایران:</p>

<p> یک - به قرارهای مردمی كه گذاشته می‌شود پای‌بند باشيد و قرارهای بعدی را كه رسانه‌ها اعلام می‌كنند قبول نكنيد؛ مگر و فقط مگر، سايت يا بيانيه رسمي موسوي تغييري در برنامه اعلام كند. اين تغيير برنامه‌ها از سوي رسانه‌ها حتي اگر حاصل جنگ رواني نباشد، موجب پراكندگي جمعيت مي‌شود و احتمال خشونت را بالا مي‌برد.<br />
 دو -در بيانيه‌هاي موسوي اگر گفته مي‌شود "من" شركت نمي‌كنم، يا مي‌گويد اگر شركت مي‌كنيد از خشونت پرهيز كنيد، ولي نمي‌گويد شركت "نكنيد"، معناي مشخصي دارد؛ نمي‌خواهد پشت جمعيتي كه مي‌روند را خالي كند ولي هشدار مي‌دهد كه مراقب احتمال خشونت‌آفريني باشيم. به اين ترتيب، اگر منع صريحي وجود ندارد، باز بايد به جمعيت پيوست تا احتمال و امكان خشونت را از ميان ببريم و با بالا بردن جمعيت، حس اطمينان را افزايش دهيم.<br />
سه - به ياد داشته باشيم حتي تجمعي كه قرار نيست در آن سخنراني شود هم "بايد" نقطه پاياني داشته باشد. در تجمعات اين روزها كه با ملاحظه ساعات كاري قرار گذاشته مي‌شود، نكته بسيار مهم اين است كه جمعيت تا قبل از تاريكي هوا راه برگشت پيش گيرند؛ هوا كه تاريك مي‌شود شغال‌ها بيرون مي‌آيند.<br />
 وحشت افكني نكنيم. خبرهاي تاييد نشده درباره احتمال خشونت و كشتار را منتقل نكنيم. حتي اگر فردا حكومت نظامي هم اعلام شود و مثلاً يگان‌هاي سپاه در خيابان مستقر شوند، باز ادامه اعتراض ما بايد به همين نحو باشد؛ با جمعيت فراوان و با آرامش و به دور از خشونت.<br />
 پنج -اميدوار باشيم، اميد بدهيم و هماهنگي و پرهيز از خشونت و استقامت را تبليغ كنيم؛ تا اينجا ما مردم ايران برنده خيلي چيزها بوده‌ايم. حتي بعد از يك كودتاي سياسي، توانسته‌ايم سياست را در خيابان نگه داريم.<br />
 شش - باز هم اميدوار باشيم<br />
 <br />
</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>حضور مردم: ضرورت مشورت آقای موسوی با نیروهای دگراندیش</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000992.html" />
    <modified>2009-06-15T21:16:49Z</modified>
    <issued>2009-06-15T22:16:49+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.992</id>
    <created>2009-06-15T21:16:49Z</created>
    <summary type="text/plain">ایران ای سرای امید ... بخاطر حجم زیاد اخبار و التهاب این روزها، سعی می کنم فکرهایی را که در ذهنم می گذرد در اینجا بیاورم. هر چند کوتاه. امیدوارم آقای موسوی این سیاست و عقلانیت را داشته باشد که در میان مشاوران اش از فعالان با تجربه، مستقل و دگراندیش مثل شیرین عبادی، دکتر پیمان و مهندس سحابی هم مشورت بخواهد. البته کسان دیگری هم هستند، مثل دکتر رئیس دانا، ولی در گام اول این افراد شاید بهترین ها و آسان ترین ها باشند. این جنبش عظیم مردمی نشان داد که باید دگراندیشان هم مورد مشورت قرار بگیرند. محدود...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>ایران ای سرای امید ...</p>

<p>بخاطر حجم زیاد اخبار و التهاب این روزها، سعی می کنم فکرهایی را که در ذهنم می گذرد در اینجا بیاورم. هر چند کوتاه.</p>

<p>امیدوارم آقای موسوی این سیاست و عقلانیت را داشته باشد که در میان مشاوران اش از فعالان با تجربه، مستقل و دگراندیش مثل شیرین عبادی، دکتر پیمان و مهندس سحابی هم مشورت بخواهد. البته کسان دیگری هم هستند، مثل دکتر رئیس دانا، ولی در گام اول این افراد شاید بهترین ها و آسان ترین ها باشند. این جنبش عظیم مردمی نشان داد که باید دگراندیشان هم مورد مشورت قرار بگیرند. محدود شدن در حلقه ی خودی ها خیلی وقت ها موجب اتخاذ سیاست های محدود و عقب مانده از جنبش مردمی می شود.</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>اصلاح طلبان حکومتی را تا لب مرز کشاندند: رای مردم یا مصالح نظام؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000991.html" />
    <modified>2009-06-13T16:36:40Z</modified>
    <issued>2009-06-13T17:36:40+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.991</id>
    <created>2009-06-13T16:36:40Z</created>
    <summary type="text/plain">دوستان من هم مثل خیلی از شما از روز رای گیری انتخابات در انتظار دیدن نتیجه ی رای مردم بوده ام. و باز مثل خیلی از شما با اینکه می دانستم موسوی یا کروبی با برنامه ها و روش کارشان قادر به برآوردن مطالبات حداقلی مردم هم نیستند، اما با این تقلب آنهم با این وقاحت بر این باورم که به همه ی ما مردم توهین شده است. امروز مهم دفاع از موسوی یا کروبی نیست. مهم، دفاع از رای مردم و دفاع از حق رای مردم است. تظاهرات گسترده ای لااقل در شهر تهران بخصوص حوالی خیابان ولی عصر...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>دوستان من هم مثل خیلی از شما از روز رای گیری انتخابات در انتظار دیدن نتیجه ی رای مردم بوده ام. و باز مثل خیلی از شما با اینکه می دانستم موسوی یا کروبی با برنامه ها و روش کارشان قادر به برآوردن مطالبات حداقلی مردم هم نیستند، اما با این تقلب آنهم با این وقاحت بر این باورم که به همه ی ما مردم توهین شده است. امروز مهم دفاع از موسوی یا کروبی نیست. مهم، دفاع از رای مردم و دفاع از حق رای مردم است.</p>

<p>تظاهرات گسترده ای لااقل در شهر تهران بخصوص حوالی خیابان ولی عصر و میدان ونک جریان دارد. من در اینجا زیاد خبر نمی نویسم. می دانم کسی برای خواندن خبر به وبلاگ من نمی آید. توصیه می کنم اگر در فیس بوک عضو نیستید حتما عضو بشوید و دوستان فعال مقیم ایران را پیدا کنید. بسیاری فیلم های خبری و خبرهای دست اول از اوضاع داخلی ایران را دوستان در فیس بوک می فرستند. البته شاید آن را هم بزودی ببندند.</p>

<p>آقایان حاکم با این تقلب بزرگ، اصلاح طلبان حکومتی را به لب مرز خط قرمز نظام و خارج از نظام کشیده اند. باید دید اصلاح طلبان حکومتی تا کجا می خواهند یا می توانند پیش بروند. رای مردم یا مصالح نظام.</p>

<p>تحلیل ها بماند برای چند روز دیگر که فضا آرام تر شده و می شود راحت تر حرف زد و راحت تر شنید. اما همینجا باید بگویم که به نظر من دوره ی تازه ای در زندگی جمهوری اسلامی شروع شده است. این تقلب و تایید آن توسط خامنه ای در ضمن پیامی به آن دسته از خودی های ناراضی هم بود که مرزهای شان را بشناسند. حتی تعداد آرای کروبی را آنقدر پایین و مضحک گرفتند تا بقول خودشان آبروی اش را هم برده باشند. هم آبروی خودش را و هم آبروی اطرافیان اش مثل سروش، کرباسچی و کدیور و مهاجرانی. <br />
بقیه بماند برای روزهای آینده.<br />
</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>تب و تاب انتخاباتی - حق دگراندیشان در سرنوشت کشورشان کجاست؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000990.html" />
    <modified>2009-06-08T13:02:06Z</modified>
    <issued>2009-06-08T14:02:06+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.990</id>
    <created>2009-06-08T13:02:06Z</created>
    <summary type="text/plain">چند نکته ی کوتاه که این چند روزه در ذهنم می گذشته: نکته ی اول – اگر از وقایع روزمره ی انتخاباتی کمی بالاتر برویم و فضای گسترده تری را ببینیم، به نظر من در حکومت آقایان، به اصطلاح عقلای نظام به این نتیجه رسیده اند که چرخش قدرت را در محدوده ی نیروهای خودی بعنوان یک راهکار قبول کنند. شکی نیست که شاید همه ی اجزاء نظام با این موافق نباشند اما در سطح رهبران و به اصطلاح چهره های موجه به این نتیجه رسیده اند که وجود یک اپوزیسیون خودی در هر دوره می تواند مطالبات و نارضایتی...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>چند نکته ی کوتاه که این چند روزه در ذهنم می گذشته:<br />
<b>نکته ی اول</b> – اگر از وقایع روزمره ی انتخاباتی کمی بالاتر برویم و فضای گسترده تری را ببینیم، به نظر من در حکومت آقایان، به اصطلاح عقلای نظام به این نتیجه رسیده اند که چرخش قدرت را در محدوده ی نیروهای خودی بعنوان یک راهکار قبول کنند. شکی نیست که شاید همه ی اجزاء نظام با این موافق نباشند اما در سطح رهبران و به اصطلاح چهره های موجه به این نتیجه رسیده اند که وجود یک اپوزیسیون خودی در هر دوره می تواند مطالبات و نارضایتی های مردم را به دور محور آن جناح اپوزیسیون جمع کند. به این ترتیب عقلای قوم امیدوارند که مطالبات و نارضایتی های مردم در همان حد شیوه های مدیریتی باقی بماند و ساختارهای اساسی قدرت مورد پرسش قرار نگیرند. اپوزیسیون خودی هیچوقت از خط قرمزها فراتر نمی رود. از مشکلات اقتصادی می گوید اما هیچوقت به ریشه های این بحران که فساد و چپاول و سیستم مافیای اقتصادی است نمی پردازد. جناح های خودی، این یا آن زمان بسته به شرایط، فساد اقتصادی را در این یا آن چهره و شخص خلاصه می کنند. </p>

<p>آقایان معتقد هستند که به این ترتیب می شود همه ی طیف های غیر خودی و دگراندیش را از صحنه بیرون نگه داشت و مردم را به این طرف پیش راند که همیشه چاره ی مشکلات شان را در همین رقابت جناح های خودی جستجو کنند.  </p>

<p>اینها را می شود هم در <a href="http://shahabnews.com/vdcjfhehzuqeo.sfu.html">حرف های آقای رفسنجانی</a> دید که می گوید بگذارید نیروهای وفادار به نظام و ساختار موجود با هم رقابت کنند و هم در مقاله ی تند روزنامه ی جمهوری اسلامی که تا حد درخواست محاکمه ی احمدی نژاد بخاطر متهم کردن سران نظام پیش می رود.</p>

<p>چهار سال پیش در آستانه ی انتخابات دوره ی نهم، نارضایتی از ناکارآمدی دولت خاتمی برای حل مشکلات اقتصادی وجود داشت. بسیار خوب! پس اپوزیسیون اصولگرایی بود که آقای احمدی نژاد را با لباس پنج هزار تومانی به صحنه بفرستد و رای مردم خواهان رفاه و عدالت را با شعارهای عوام پسندانه جمع کند.<br />
امروز، مردم از سیاست های شعاری و غیر واقع بینانه ی احمدی نژاد خسته شده اند و به ستوه آمده اند. بسیار خوب! اپوزیسیونی در میان نیروهای خودی وجود دارد که با شعار تغییر روش مدیریت به میدان آمده و می تواند مطالبات مردمی را به طرف خودش جلب کند.<br />
آنچه در این میان قربانی می شود حق شهروندی همه ی مردم و از جمله دگراندیشان برای شرکت فعال در سرنوشت کشورشان است. آقای کروبی به صراحت در مناظره با موسوی گفت که اصولی در قانون اساسی هست که قابل تغییر نیست. یکی از آنها حتما شروط ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس است که همیشه درست نخورده باقی خواهند ماند. </p>

<p><b>نکته ی دوم</b> – امروز همه آرزو دارند "فقط این احمدی نژاد برود". بسیاری از ما آنقدر از تب این آرزو داغ هستیم که حتی وقتی آقای کروبی در مناظره مجبور است اعتراف کند که از شهرام جزایری پول گرفته، ما دوست داریم که این نکته را نشنیده بگیریم. ما دیگر در بند این نیستیم که چه ساختاری می تواند شهرام جزایری ها را در خودش پرورش بدهد. آقای کروبی می گوید من این پول بادآورده را گرفتم چون از آقای خمینی اجازه ی ویژه داشتم. ما اینقدر این روزها تب دار هستیم که یادمان می رود بپرسیم این اجازه های ویژه با کجای منافع ملی ما می خواند؟ چند نفر دیگر از این اجازه های ویژه دارند؟ امروز این اجازه های ویژه را چه کسی صادر می کند؟<br />
مگر اصلاح طلبی واقعی این نیست که دیگر چنین اجازه های ویژه ای وجود نداشته باشد؟ </p>

<p><b>نکته ی سوم</b> – برنده ی این مناظره ها و جدل های انتخاباتی هر کس باشد، از آقای رفسنجانی و حلقه های نزدیک به او برنده تر نیست. آقای رفسنجانی که روزی بعنوان مظهر و سمبل رانت خواری و بریز و بپاش مالی شناخته شده بود و حتی آقای عباس عبدی کتاب منتشر نشده ای درباره ی او به نام "سراب سازندگی" نوشت و اکبر گنجی به نقش اصلی او در دخالت دادن اطلاعاتی ها و نظامیان در سیستم اقتصادی اشاره کرد، امروز مردم و بخصوص مردم خواهان اصلاحات، به ایشان به نوعی بدهکار هم شده اند. <br />
امروز آقای رفسنجانی توانسته خودش را هم در میان اصلاح طلبان دولتی جا بدهد و هم اصولگرایان او را مظهر تقدس نظام کرده اند. و باز ما مردم را در تب این انتخابات در دقیقه ی نود قرار داده اند که فرصت و حوصله نداشته باشیم به این چیزها فکر کنیم. </p>

<p><b>نکته ی چهارم</b> – در بازی فوتبال دقیقه ی نود، آخرین دقیقه است. در زندگی اما دقیقه ی نود پایان بازی نیست. روز پس از انتخابات تازه کار اصلی و رسیدگی به واقعی بودن وعده های انتخاباتی شروع می شود. <a href="http://news.gooya.com/society/archives/088734.php">این نوشته ی ف. م. سخن را با هم بخوانیم</a>. «سخن» در ایران زندگی می کند. شاید روز انتخابات هم برود به کروبی یا موسوی رای بدهد. این حق انتخاب شخصی اوست. مهم این است که توانسته خودش را از داغی و تب و تاب این روزها دور نگاه دارد و از آدم های مطرح این روزها چهره های مقدس و اصلاح طلبان پیگیر نسازد. لااقل اگر رای می دهد می داند به چه و به که و برای چه رای می دهد. برای همین هم لابد چشم و ذهن اش آنقدر باز می ماند تا فردا بتواند به داوری کرده های این مدعیان اصلاح طلبی بنشیند. وگرنه این تب و تاب امروز من و تو، سرانجام اش اگر موفقیت نباشد، برای عده ای افسردگی ست و برای عده ای دیگر عصیان.      </p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>مناظره های آقای موسوی - تفاوت میان ماه ِ ما و ماه گردون</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000989.html" />
    <modified>2009-06-05T19:34:07Z</modified>
    <issued>2009-06-05T20:34:07+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.989</id>
    <created>2009-06-05T19:34:07Z</created>
    <summary type="text/plain">خوشبختانه این روزها سرگرم ترجمه ی نوشته ی بلندی درباره ی فمینیسم شده ام و کمتر فرصت می کنم وارد جزئیات انتخابات بشوم. جزئیاتی که همانطور در یکی از همین پست های این چند روزه نوشتم، متاسفانه بیشتر افسردگی آور است. نمونه ها را هم آوردم. وقتی که در خرداد 76 آن جنب و جوش جوان ها را از این راه دور می دیدم، انرژی و شور و شوق آنها پس از سالها سکوت و محدودیت و سرکوب، روح و روحیه ی تازه ای به من دور افتاده از دیار می داد. امروز اما وقتی این چهره های جوان را...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>خوشبختانه این روزها سرگرم ترجمه ی نوشته ی بلندی درباره ی فمینیسم شده ام و کمتر فرصت می کنم وارد جزئیات انتخابات بشوم. جزئیاتی که همانطور در یکی از همین پست های این چند روزه نوشتم، متاسفانه بیشتر افسردگی آور است. نمونه ها را هم آوردم. وقتی که در خرداد 76 آن جنب و جوش جوان ها را از این راه دور می دیدم، انرژی و شور و شوق آنها پس از سالها سکوت و محدودیت و سرکوب، روح و روحیه ی تازه ای به من دور افتاده از دیار می داد. امروز اما وقتی این چهره های جوان را با لبخندهای ساده و صادقانه، با آن روسری ها و نوارهای سبز در فضای حسینیه گونه ی ستادها و گردهمایی های آقای موسوی می بینم (یا آن دیگری ها را در ستادهای آقای کروبی)، به این فکر می کنم که در ذهن و دل این جوان ها چه می گذرد و در ذهن مکتبی آقای موسوی یا کروبی چه افکاری در جریان است.</p>

<p>آقای موسوی هر چه هست، آن را در مناظره با احمدی نژاد نشان داد. احمدی نژاد که با روش عوام گرایانه (پوپولیستی) آقای موسوی و سیاست های دوستان اش را به چالش گرفته بود، شاید بهترین فرصت را برای موسوی فراهم آورده بود که با عوض کردن گفتمان حاکم بر بحث، به تشریح برنامه های اش برای تقویت مردم سالاری و شفاف سازی بنشیند. اصلاح اقتصادی مگر بدون مردم سالاری و شفافیت هم امکان دارد؟ بدون اینها در نهایت بر می گردیم به سیاست های اقتصادی آقای رفسنجانی که رانت خواری را تقویت کرد، شکاف طبقاتی را گسترش داد و از همه مهم تر پای نهادهای نظامی و اطلاعاتی را به اقتصاد باز کرد. امروز سپاه پاسداران و شرکت های وابسته به آن از بزرگترین و شاید بزرگترین عاملان در اقتصاد مافیایی ایران هستند. در کنار این بگذارید نهادهای عظیم اقتصادی تحت نظارت رهبری را که به هیچ دستگاه دولتی یا مجلس پاسخگو نیستند.  </p>

<p>اما لازمه ی چنین استفاده ای از موقعیت این بود که آقای موسوی واقعا برنامه ای برای مردم سالاری - در معنای وسیع آن و نه فقط برای خودی ها- می داشت. من تعجب می کنم که در بسیاری سایت های اینترنتی و این وبلاگستان ما که نماینده ی فکری بخشی از جوانان و روشنفکران و نخبگان جامعه ی ایران است، تب تنفر از سیاست های احمدی نژاد آنقدر بالاست که حتی وقتی آقای موسوی در مناظره اش به حداقلی ترین خواسته های مردم هم پاسخی نمی دهد باز طرفداران ایشان بجای اینکه از نامزد محبوب شان برنامه و راهکار بخواهند، به این دلخوش اند که آقای موسوی مودب بود و جواب "های" را با "هوی" نداد. بعضی را هم ناموس پرستی آقای موسوی خوش آمده است که از همسرش دفاع کرد. کمتر کسی می پرسد که بالاخره ایشان استفاده ی شخصی از امکانات دولتی کرده است یا نه؟ خانواده ی یک دختر یا پسر دانشجو خرج یک ترم دانشگاهی را به زور می توانند تامین کنند. ایشان چطور پشت سر هم سرگرم تحصیل بوده و مدارج را در رشته های مختلف و بدون ربط با هم طی کرده است. شکی نیست که احمدی نژاد این ها را می گوید تا از یک طرف رانت خواری اطرافیان خودش را بپوشاند و از طرف دیگر افکار عمومی را بر علیه موسوی تحریک کند. </p>

<p>من وقتی که لیست انتقادات آقای موسوی را از سیاست های احمدی نژاد شنیدم، فقط این نظر خودم در ذهنم تقویت شد که میان آنچه آقای موسوی اصلاح طلبی می داند و می نامد، با آن اصلاح طلبی که مردم در انتظارش هستند فاصله از زمین تا آسمان است. مردم سالاری این نیست که شعار بدهیم من ستاره دار کردن دانشجو را حذف می کنم. مردم سالاری این است که از فضای باز در دانشگاه حرف به میان بیاورد. از تقویت سازمانهای مستقل دانشجویی بگوید. از آزاد کردن دانشجویان زندانی بگوید. فضای باز که بود ستاره دار بودن هم از میان می رود. اما اگر فقط ستاره دار کردن را بر داشتیم، فردا با یک روش دیگری دانشجو را زیر فشار قرار می دهند.</p>

<p>آقای موسوی که ادعای اصلاحات اقتصادی را دارد، چرا باید این فرصت را به احمدی نژاد محافظه کار بدهد تا از سیستم مافیایی اقتصاد و رانت خواری انتقاد کند؟ این اتفاقا اصلاح طلبان هستند که باید پرچم مبارزه با فساد اقتصادی را بلند کنند. فساد اقتصادی که به نظر من هر دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب حکومتی در آن شریک اند و از آن به شکل های معینی سهم می برند. یک بار آقای کروبی، محافظه کاران را و اسکله های ثبت نشده ی سپاه پاسداران را افشا کرد. امروز احمدی نژاد رانت خواری های کرباسچی و دسته های وابسته به رفسنجانی را روی میز می ریزد. </p>

<p>و من باز تعجب می کنم که دوستان ما که در سایت ها و وبلاگ های شان از روی کار آمدن آقای موسوی یک رویای شیرین می سازند، چرا صریح و روشن از نامزد انتخاباتی شان نمی پرسند که چرا ایشان نباید طلایه دار مبارزه با فسادهای اقتصادی باشد؟ دو جناح حکومتی رانت خواری و فساد همدیگر را آشکار می کنند. ما بعنوان روشنفکر و روزنامه نگار و نویسنده نباید بپرسیم که هزینه ی این فساد و رانت خواری آقایان از هر دسته را مگر کسی غیر از مردم می دهند؟ ما از موضع مردم باید با نامزدها حرف بزنیم یا از موضع جانب داری قبیله ای از این یا آن جناح حکومتی؟<br />
اتفاقا شاید بهترین موقع است که روزنامه نگاران و فعالان جامعه ی مدنی طلب کنند که یک کمیته ی شفافیت و با حضور حقوقدانان مستقل برای رسیدگی به این مسائل تشکیل شود. نه اینکه همه ی اینها را در غوغاهای انتخاباتی بدست فراموشی بسپاریم. مثلا در مورد جریان شرکت نفتی استات اویل نروژ که در رسانه های خارجی بخوبی رشوه گیری و فساد اقتصادی شرکت های ایرانی زیر ریاست پسر رفسنجانی بر ملا شد. <br />
منظور من این است که اتفاقا این مدعیان واقعی اصلاح طلبی هستند که باید خواهان اصلاحات در این ساختارها و سیاست ها و مدیریت های ضد ملی بشوند تا محافظه کاران نتوانند از این حربه ها بصورت تبلیغاتی استفاده کنند.</p>

<p>به نظر من آقای موسوی در مناظره اش و در کلیت صحبت های اش، چیزی به جز تغییراتی اندک در سیاست ها و مدیریت دولتی در نظر ندارد. تازه در این تغییرات هم معلوم نیست که چقدر تاب و توان در برابر شخصیت ها و نهادهای قدرتمندی مثل رهبری یا شورای نگهبان را دارد.</p>

<p>پس از دیدن مناظره ی آقای موسوی من باز بیشتر به این نظر خودم رسیدم که این همه تب و تاب و نوار سبز و عکس سبز همه از ظن خود یار آقای موسوی شدن است. </p>

<p>دوستان! من باز هم از رای دادن یا ندادن حرفی نمی زنم. این نوشته ی من واکنشی است در مقابل این نوشته های تایید آمیز و غلو کننده از مناظره ی آقای موسوی بعنوان یک کاندیدای مدعی اصلاح طلبی. واکنشی است به اینکه آیا همه ی دغدغه ی اصلاح طلبی ما این بوده که چرا نظام در کنفرانس ژنو تحقیر شد؟ یا چرا ملوانان را گرفتید و با سلام وصلوات آزاد کردید؟ بعد هم درس دیپلماسی به احمدی نژاد بدهد که روزی امام گفت: "راه قدس از کربلا می گذرد". خوب، مگر همین شعار سبب نشد که ما شش سال جنگ را به خاک عراق بکشانیم؟ آقای موسوی واقعا چه چیزی را می خواهد اصلاح کند؟ تمام لیست انتقادهای آقای موسوی در حد یک جلسه ی داخلی کارکنان وزارت خارجه بود. دغدغه ی آقای موسوی «آبروی نظام» است، دغدغه ی مردم «مطالبات شان».</p>

<p>صرف نظر از رای دادن یا ندادن، من به این نتیجه رسیدم که میان ماه گردون این جوانان روسری و نوار سبز بر سر، با ماه اصلاح طلبی آقای موسوی، تفاوت از زمین تا آسمان است. </p>

<p>کاش من اشتباه کنم و آینده ی نه چندان دور موجب شود این روحیه و شور جوان ها بر قرار بماند. اینکه من اشتباه کنم راه حل خیلی ساده تری دارد تا اینکه رویای این جوان ها و دوستان ما بر باد رود.       <br />
   </p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>دو نکته</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000988.html" />
    <modified>2009-05-31T18:10:46Z</modified>
    <issued>2009-05-31T19:10:46+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.988</id>
    <created>2009-05-31T18:10:46Z</created>
    <summary type="text/plain">نکته اول : رکسانا صابری خبرنگار آمریکایی، که دولت آمریکا در پس پرده توانست آقایان را مجبور به آزادی اش کند، پایش که به بیرون رسید گفت که در زندان و زیر فشارها با خواندن سرود ملی آمریکا روحیه اش را بالا نگاه می داشته است. به این فکر می کردم که جلوه جواهری ها، کاوه مظفری ها، دیگرانی که اسم شان را کمتر می شنویم یا اصلا نمی شنویم با چه سرود و نغمه ای روزها و شب های زندان را تاب می آورند؟ اینها در ایران بدنیا آمده اند، در ایران رشد کرده اند، دغدغه های شان هم...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>نکته اول : رکسانا صابری خبرنگار آمریکایی، که دولت آمریکا در پس پرده توانست آقایان را مجبور به آزادی اش کند، پایش که به بیرون رسید گفت که در زندان و زیر فشارها با خواندن سرود ملی آمریکا روحیه اش را بالا نگاه می داشته است. <br />
به این فکر می کردم که جلوه جواهری ها، کاوه مظفری ها، دیگرانی که اسم شان را کمتر می شنویم یا اصلا نمی شنویم با چه سرود و نغمه ای روزها و شب های زندان را تاب می آورند؟ اینها در ایران بدنیا آمده اند، در ایران رشد کرده اند، دغدغه های شان هم ایرانی است. هیچ قدرتی را هم پشت پرونده شان ندارند. اینها به جز امید به آینده قوت قلبی ندارند.</p>

<p>نکته دوم : تروریسم در هر شکل و به هر بهانه ای عملی غیر انسانی است. در این که بحثی نیست. اما هر متهمی این حق را باید داشته باشد که در وقت کافی و با دادگاه و وکیل از خودش دفاع کند. نه اینکه سه نفر را دو روز بعد از یک عمل تروریستی، بدون دادگاه و وکیل در میدان شهر به دار بکشند. خشونت در هر شکل اش غیر قابل قبول است. <br />
</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>فعال مدنی و روشنفکر در برابر انتخابات - یک جمعبندی شخصی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.pouyashome.net/weblog_old/archives/000986.html" />
    <modified>2009-05-30T17:32:13Z</modified>
    <issued>2009-05-30T18:32:13+00:00</issued>
    <id>tag:www.pouyashome.net,2009:/weblog_old/1.986</id>
    <created>2009-05-30T17:32:13Z</created>
    <summary type="text/plain">در زمانی که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود من چند پست وبلاگ را دراینباره نوشته ام، با اینکه دوستان می دانند که نوشته های من معمولا مستقیما به اخبار روز مربوط نمی شود. ولی هیچوقت هم بی ارتباط با روزگار و زمانه ی ما نیست. در این مدت من در جمع «همگرائی جنبش زنان» بوده ام و طبیعتا مسائل انتخابات را دنبال می کرده ام. در نوشته ی امشب می خواهم یک نوع جمعبندی یا خلاصه یا نتیجه یا هر چه که اسم بگذاریم بنویسم. چون با اینکه فضای انتخاباتی، هم تحریم و هم شرکت، در اینترنت شدت...</summary>
    <author>
      <name>Pouya</name>
      <url>pouyashome.com</url>
      <email>pouya@pouyashome.com</email>
    </author>
    
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.pouyashome.net/weblog_old/">
      <![CDATA[<p>در زمانی که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود من چند پست وبلاگ را دراینباره نوشته ام، با اینکه دوستان می دانند که نوشته های من معمولا مستقیما به اخبار روز مربوط نمی شود. ولی هیچوقت هم بی ارتباط با روزگار و زمانه ی ما نیست. در این مدت من در جمع «همگرائی جنبش زنان» بوده ام و طبیعتا مسائل انتخابات را دنبال می کرده ام.</p>

<p>در نوشته ی امشب می خواهم یک نوع جمعبندی یا خلاصه یا نتیجه یا هر چه که اسم بگذاریم بنویسم. چون با اینکه فضای انتخاباتی، هم تحریم و هم شرکت، در اینترنت شدت می گیرد حس می کنم که حرف ها و نظرهای خودم را گفته ام و چیز جدیدی ندارم که اضافه کنم. </p>

<p>راستش با این ملغمه ی عجیب وعده ها و شعارهای آقایان و آن فضای رنگ سبز حسینیه گونه، که به نظر من بدون جهت انتخاب نشده و پیام خودش را دارد، فضا بیشتر افسردگی آور و غم انگیز است. غم انگیز است وقتی می بینم دختران و پسران جوان، آنها که در زمان خاتمی 14-13 ساله بوده اند، امروز نوبت آنهاست که باز با امیدی در دل، با بازوبند و روسری کوتاه سبز رنگ دچار شور انتخاباتی شوند. وقتی چهره های شاد و پر امید اینها را می بینم افسرده می شوم. چرا که به نظر خودم می دانم که عاقبت این چشم های درخشان و شاد چه خواهد بود. از خودم می پرسم که نسل جوانی که در دوم خرداد 12 سال پیش با همین شور و رقص و شادی آمده بود امروز کجاست؟ چند نفرشان در این میتینگ های پر از سرود و شادی شرکت می کنند؟   </p>

<p>من فکر می کنم در شرایط کشورمان و اینکه آقایان توانسته اند میدان بازی محدودی را برای مردم تعیین کنند، رای دادن یا ندادن یک تصمیم شخصی است، یا لااقل امروز اینطور فکر می کنم. نمی توانم ادعا کنم که این بهترین نوع موضع گیری است. عده ای فکر می کنند با روی کار آمدن مدعیان اصلاح طلبی،همان اصلاح طلبان دولتی، فضای کمی بازتر لااقل از نظر شخصی برای شان فراهم می شود. عده ای دیگر اصلا نمی خواهند در بازی سیاسی که آقایان حاکمان همه چیزش را تعیین کرده اند شرکت کنند. این ها زیاد مسئله ی من نیست.</p>

<p>مسئله ی من این است که گرایش زیاد ومهمی در سطح جامعه ی ما به اصلاحات واقعی وجود دارد. خواسته های گروه های مختلف با گرایش قوی سکولار مطرح می شود. این گرایش سکولار مطالبات مردم آنقدر قوی است که حتی کاندیداهای انتخاباتی هم برای جمع کردن رای مردم مجبورند از گفتمان سکولار استفاده کنند. <br />
به نظر من فعالان جنبش مدنی و روشنفکران نباید بخاطر سیاست بازی (در معنی بد و منفی آن)، سعی کنند که چهره ای غیرواقعی از بازیگران سیاسی حکومتی ارائه کنند. اصلاحات یعنی تغییر تدریجی ولی اساسی در سیاست های گذشته. اصلاح طلب واقعی کسی است که در عمل در جهت تغییرات تدریجی ولی اساسی باشد. وظیفه ی فعال مدنی و روشنفکر مسئول، به نظر من، نظارت دقیق بر ادعاها و وعده های کسانی است که فردا می خواهند در قدرت بنشینند و از طرف رهبر یا از طرف خودشان به امر و نهی کنند. وظیفه ی فعال مدنی، امروز هورا کشیدن برای کسی و فردا هو کردن همان یا کس دیگری نیست. <br />
تمام حرفی که می خواسته ام بگویم و فکر کنم روشن هم گفته ام این است که از کاندیداهای حکومتی، چهره های آزادی خواه، مردم سالار و مصلح اجتماعی نسازیم. برای آنها خصوصیاتی قائل نشویم که حتی خودشان هم ادعای آن را ندارند. اگر فعال مدنی و روشنفکر می خواهد که مردم به او اطمینان کنند، باید به این فکر هم باشد که وقتی این آقایان مدعی اصلاحات فردا در ساده ترین چالش ها در برابر محافظه کاران و نظامیان عقب نشینی کردند، جواب مردم را چه می خواهند بدهند؟<br />
به نظر من هیچ چیز بدتر از این نیست که فعال مدنی و روشنفکری یک جامعه اسیر سیاست بازی قدرتمندان شود.<br />
</p>]]>
      
    </content>
  </entry>

</feed>